پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۶

چو بوی‌گل به نظرها نقاب نگشودم

بهار آینه پرداخت لیک ننمودم

خیال پوچ دو روزم غنیمت سوداست

به این متاع ‌که در پیش وهم موجودم

هزار خلد طرب داشته‌ست وضع خموش

چها گشود به رویم لبی‌ که نگشودم

به رنگ سایه ز جمعیتم مگوی و مپرس

گذشت عمر به خواب و دمی نیاسودم

چو زخم صبح ندارم لب شکایت غیر

همان تبسم خود می‌کند نمکسودم

ز همرهان مدد پا نیافتم چو جرس

هزار دشت به اقبال ناله پیمودم

هوس بضاعت سعی از دماغ می‌خواهد

ز یأس دست و دلی داشتم به هم سودم

ز زندگی چه نشاط آرزو کنم یارب

چو عمر رفته سراپا زیان بی‌سودم

ز عرض جسم‌ که ننگ شعور هستی بود

به غیر خاک دگر بر عدم چه افزودم

تو خواه شخص عدم‌ گوی خواه بیدل‌گیر

در آن بساط‌ که چیزی نبود من بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۰۸به باغی که چون صبح خندیده بودم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۰۹شبی کز خیال تو گل چیده بودم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۱۰صد بیابان جنون آن طرف هوش خودم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۱۱نالهٔ عجز نوای لب خاموش خودم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۱۲تحیر آینهٔ عالم مثال خودم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱۳گاه خرد جوهرم‌، گاه جنون خودم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱۴گرنه شرابم چرا ساقی خون خودم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱۵از قاصد دلبر خبر دل طلبیدم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.