پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۹

شبی کز خیال تو گل چیده بودم

هم‌آغوش صد جلوه خوابیده بودم

چرا آب‌ِ گوهر نباشد غبارم

به راه تو یک اشکِ غلتیده بودم

نهان از تو می‌باختم با تو عشقی

تو فهمیده بودی، نفهمیده بودم

کس آیینه‌دارت نشد ورنه من هم

به حیرت امیدی تراشیده بودم

به رنگی‌ست چون سایه‌ام جوش غفلت

که می‌رفتم از خویش و خوابیده بودم

طریق وفا تلخکامی ندارد

شکر بود اگر خاک لیسیده بودم

بنازم به اقبال درد محبت

که تا چرخ یک‌ناله بالیده بودم

ز وهم ای جنون عقده‌ام وانکردی

به خویش آنقَدرها نپیچیده بودم

تماشا خیال است و دیدار حیرت

ز آیینه این حرف پرسیده بودم

چو گل چاک می‌رو‌بد از پیکر من

ندانم برای چه خندیده بودم

به مژگان گشودن نهان گشت بیدل

جمالی که پیش از نگه دیده بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۱۱نالهٔ عجز نوای لب خاموش خودم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۱۲تحیر آینهٔ عالم مثال خودم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۱۳گاه خرد جوهرم‌، گاه جنون خودم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۱۴گرنه شرابم چرا ساقی خون خودم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۱۵از قاصد دلبر خبر دل طلبیدم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱۶درین‌ گلشن نه بویی دیدم و نی‌ رنگ فهمیدم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱۷سر تمنای پایبوسی به هر در و دشت می‌کشیدم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱۸سحر کیفیت دیدار از ایینه پرسیدم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.