پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۲

سحر ز شرم رخت مطلعی به تاب رساندم

زمین خانهٔ خورشید را به آب رساندم

به یک قدح به در آوردم از هزار حجابش

تبسم سحری‌ گفتم آفتاب رساندم

رهی به نقطهٔ موهوم بردم از خط هستی

جریده‌ای که ندارم به انتخاب رساندم

تلاش راحتم این بس که با کمال ضعیفی

چو شمع‌ یک مژه تا نقش پا به خواب رساندم

پیام ملک یقینم نداشت قاصد دیگر

چو عکس از آینه برگشتم و جواب رساندم

به یک حدیث‌ که خواندم ز شبهه‌زار تعین

به گوش هر دو جهان آیه ی عذاب رساندم

صفای جوهر معنی نداشت غیر ندامت

مرا نشاند در آتش به هر مآب رساندم

چو شمع‌ آن سوی خاکسترم نبود تسلی

دماغ سوخته آخر به ماهتاب رساندم

به سعی فطرت معذور بیش اپن چه‌ گشاید

نگاهی از مژهٔ بسته تا نقاب رساندم

شب چراغ خموش انتظار صبح ندارد

دعای خود به دعاهای مستجاب رساندم

به عشق نسبت عجزم درست کرد تخیل

سری نداشتم اما به آن رکاب رساندم

خطی ز مشق یقین‌ گل نکرد از من بیدل

چو حرف شبهه‌، خراشی به هر کتاب رساندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۰۴ندارم رشتهٔ دیگر که آیین طلب بندم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۰۵به یاد نرگس او هر طرف احرام می‌بندم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰۶چو بوی‌گل به نظرها نقاب نگشودم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰۷زا‌ن ناله‌ که شب بی ‌رخت افراخته بودم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰۸به باغی که چون صبح خندیده بودم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰۹شبی کز خیال تو گل چیده بودم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱۰صد بیابان جنون آن طرف هوش خودم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱۱نالهٔ عجز نوای لب خاموش خودم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.