پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی

یغمای جندقی

رباعیات

۱۴۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ کثرت افزود، وحدت ار کاست ترا
  2. شمارهٔ ۲ جائی که خورد ناخن مطرب به رباب
  3. شمارهٔ ۳ یاران ریا به پرده، چه شیخ و چه شاب
  4. شمارهٔ ۴ برغنچه لعلش خار خط دوخت نقاب
  5. شمارهٔ ۵ سردار اگر چند به شمشیر ادب
  6. شمارهٔ ۶ آنجا که زیاد و کم قدح نوش شراب
  7. شمارهٔ ۷ زی خمکده خواندم ار فلانکس به شتاب
  8. شمارهٔ ۸ می کرد ز قسمت ازل بخت خراب
  9. شمارهٔ ۹ بگشاد خدا چو خلق آدم را دست
  10. شمارهٔ ۱۰ مفتی که به علم و عدل و عرفان سمراست
  11. شمارهٔ ۱۱ کعبه که بود به کیش من هستی دوست
  12. شمارهٔ ۱۲ آنرا که هماره ذوق ساغر نوشی است
  13. شمارهٔ ۱۳ عامی داند ز خود به خود نتوان رست
  14. شمارهٔ ۱۴ در عهد تو قند را عتابی دگر است
  15. شمارهٔ ۱۵ تا دیده همی نگه به دست تو گماشت
  16. شمارهٔ ۱۶ در معرفت مفتی عرفان پرداخت
  17. شمارهٔ ۱۷ مفتی بر آن کش همه جهل آئین است
  18. شمارهٔ ۱۸ صوفی کش از ارواح مکرم سخن است
  19. شمارهٔ ۱۹ تا ز لگد آرد اسب چون خیزد راست
  20. شمارهٔ ۲۰ لعلت که بشد امید و بیمش باقی است
  21. شمارهٔ ۲۱ زاهد چکد اشکی به ریا باد این است
  22. شمارهٔ ۲۲ دل در تابت ز پیچش دستار است
  23. شمارهٔ ۲۳ سردار مرا بتی که هفت آمد و هشت
  24. شمارهٔ ۲۴ سرمایه کاستی فزود من و تو است
  25. شمارهٔ ۲۵ در بوس نهان ضنت لعلت فاش است
  26. شمارهٔ ۲۶ تا چند به خود مهر و به یزدان کینت
  27. شمارهٔ ۲۷ آن حسن بدیع را حسابی دگر است
  28. شمارهٔ ۲۸ افزود اگرش به لاله سنبل چه کم است
  29. شمارهٔ ۲۹ همت به دو کار بر یک انسان نگماشت
  30. شمارهٔ ۳۰ واعظ در باغ سبزش روضه مینواست
  31. شمارهٔ ۳۱ امکان که به واجب از سلاله طین است
  32. شمارهٔ ۳۲ بس مردم دیده در هوای تو گریست
  33. شمارهٔ ۳۳ آنرا که نه با غیر و نه با خود کار است
  34. شمارهٔ ۳۴ با اهل صفا جز سر انکارت نیست
  35. شمارهٔ ۳۵ ثروت سامان عامی شیطان راست
  36. شمارهٔ ۳۶ از منبر شیخ را دل رستن نیست
  37. شمارهٔ ۳۷ مدح ار چه در او ذم شد از وی مفتوح
  38. شمارهٔ ۳۸ جدگیر مراین لطیفه بی هزل و مزاح
  39. شمارهٔ ۳۹ ز نقحبه ای ار زهر اجل در نوشد
  40. شمارهٔ ۴۰ این خر خلفان پسر که مادر گهرند
  41. شمارهٔ ۴۱ از پسته چو شکرت نمک ریز آید
  42. شمارهٔ ۴۲ آنرا که بطی دو باده در چنگ آید
  43. شمارهٔ ۴۳ می خور که روانت حکمت افزون روید
  44. شمارهٔ ۴۴ زین جنس دوپا هر آنکه بر سر گردد
  45. شمارهٔ ۴۵ ز آن طره به جز شکست بر دل نرسد
  46. شمارهٔ ۴۶ این پخته که سفله خام تعبیر کند
  47. شمارهٔ ۴۷ چون کاسه می شکسته قانون گردد
  48. شمارهٔ ۴۸ مفتی اگرت ز ترک دستار افتاد
  49. شمارهٔ ۴۹ آن طره به ما جهود سار استیزد
  50. شمارهٔ ۵۰ بر خون من آن ترک شکرلب گذرد
  51. شمارهٔ ۵۱ این خرگله مغز جو که سگ های ترند
  52. شمارهٔ ۵۲ آن قوم که بر به ذوق بعضی دلیند
  53. شمارهٔ ۵۳ هر فیض که آب زندگانی بخشد
  54. شمارهٔ ۵۴ جز این دل دوزخ دم دریا پالود
  55. شمارهٔ ۵۵ سردار پی زاهد خودبین گردد
  56. شمارهٔ ۵۶ زآنان که نشاط باده و باغ کنند
  57. شمارهٔ ۵۷ صورت نگران به بندگی خویش درند
  58. شمارهٔ ۵۸ زانم چه که خم باده گلگون جو شد
  59. شمارهٔ ۵۹ گر جام کشی مایه شینت دانند
  60. شمارهٔ ۶۰ این خر گله بی وجود مردم ایجاد

متن اشعار به نقل از گنجور.