پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

رباعیات

شمارهٔ ۹

بگشاد خدا چو خلق آدم را دست

بر پای ستاد چو آمد از نیست به هست

زد تیزی و عطسه ای وزان عطسه و تیز

تمثال ملک نقش بنی آدم بست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۱کعبه که بود به کیش من هستی دوست
  2. شمارهٔ ۱۲آنرا که هماره ذوق ساغر نوشی است
  3. شمارهٔ ۱۳عامی داند ز خود به خود نتوان رست
  4. شمارهٔ ۱۴در عهد تو قند را عتابی دگر است
  5. شمارهٔ ۱۵تا دیده همی نگه به دست تو گماشت
  6. شمارهٔ ۱۶در معرفت مفتی عرفان پرداخت
  7. شمارهٔ ۱۷مفتی بر آن کش همه جهل آئین است
  8. شمارهٔ ۱۸صوفی کش از ارواح مکرم سخن است
همه‌ی رباعیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.