پرش به محتوای اصلی
عرفی

عرفی

رباعیها

۱۲۴ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱ ای شربت شیخ و شاب در کاسهٔ ما
  2. رباعی شمارهٔ ۲ ای کرده زبون، ناز شجاع تو، مرا
  3. رباعی شمارهٔ ۳ چندان که شدم ز بیخودی مست دعا
  4. رباعی شمارهٔ ۴ ای رانده ز نسبت حرم طاعت ما
  5. رباعی شمارهٔ ۵ از بند غرور می گشایم خود را
  6. رباعی شمارهٔ ۶ گلبرگ برد باد بهاران به کجا
  7. رباعی شمارهٔ ۷ این ناله که در آتش خویش است کباب
  8. رباعی شمارهٔ ۸ آنم که قفای من جبین طلب است
  9. رباعی شمارهٔ ۹ نادان به عمارت بدن مشغول است
  10. رباعی شمارهٔ ۱۰ راهی بنما که رهنما مردی نیست
  11. رباعی شمارهٔ ۱۱ عرفی چه زنی طعن خرد بر من مست
  12. رباعی شمارهٔ ۱۲ وصل تو دوایی است که بیمارش نیست
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳ شاها کرم تو قلزم مواج است
  14. رباعی شمارهٔ ۱۴ آن کز نظرش حجاب صورت بر خاست
  15. رباعی شمارهٔ ۱۵ تا در زده ام به دامن عفو تو دست
  16. رباعی شمارهٔ ۱۶ با سال و مه ام دقیقه و ساعت نیست
  17. رباعی شمارهٔ ۱۷ عرفی که همیشه در سلامت رو داشت
  18. رباعی شمارهٔ ۱۸ آنم که رعیت کمینم دهر است
  19. رباعی شمارهٔ ۱۹ از باب مغان که رسمشان جود و عطاست
  20. رباعی شمارهٔ ۲۰ عرفی سخنت گرچه معما رنگ است
  21. رباعی شمارهٔ ۲۱ از دیدهٔ ما به جز حیا نتوان یافت
  22. رباعی شمارهٔ ۲۲ حسن از طلب نگاه ما بسته لب است
  23. رباعی شمارهٔ ۲۳ عرفی چه نهی متاع دل در کف دست
  24. رباعی شمارهٔ ۲۴ آنم که به ترک دین دلم خرسند است
  25. رباعی شمارهٔ ۲۵ یار آمده و در صدد دلداری ست
  26. رباعی شمارهٔ ۲۶ عرفی سر صفهٔ مغان مسند ماست
  27. رباعی شمارهٔ ۲۷ زینسان که گمان شده دی به ره است
  28. رباعی شمارهٔ ۲۸ زین سردی دی که آب و آتش یخ بست
  29. رباعی شمارهٔ ۲۹ باز آ که فراق جان گداز آمده است
  30. رباعی شمارهٔ ۳۰ گر چشم و دلم ز ناله و گریه جداست
  31. رباعی شمارهٔ ۳۱ تا عمر مرا فلک به غم پیموده است
  32. رباعی شمارهٔ ۳۲ عشق آمد و گوید رسولم نام است
  33. رباعی شمارهٔ ۳۳ راهم ندهد سوی حرم زاهد زشت
  34. رباعی شمارهٔ ۳۴ مسجود ملایک دو تن از آب و گل است
  35. رباعی شمارهٔ ۳۵ معموری عقل فضلهٔ ویرانی ست
  36. رباعی شمارهٔ ۳۶ در عهد من آن که لاف سنج سخن است
  37. رباعی شمارهٔ ۳۷ عرفی دل من که منت جان من است
  38. رباعی شمارهٔ ۳۸ دردا که دگر سخن ز فرزانگی است
  39. رباعی شمارهٔ ۳۹ دی محتسب آمد به غم، تند نشست
  40. رباعی شمارهٔ ۴۰ شیراز که دریای معانی گذر است
  41. رباعی شمارهٔ ۴۱ صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست
  42. رباعی شمارهٔ ۴۲ این لاله که با داغ الست آمده است
  43. رباعی شمارهٔ ۴۳ در باغم و دل شکارگاه شیراست
  44. رباعی شمارهٔ ۴۴ یاران دگر انگشت نما خواهم گشت
  45. رباعی شمارهٔ ۴۵ در دیدهٔ تو روشنی شرم به است
  46. رباعی شمارهٔ ۴۶ عرفی شب عید و باده عیش افروز است
  47. رباعی شمارهٔ ۴۷ روزی که قضا به مزرعهٔ قسمت کشت
  48. رباعی شمارهٔ ۴۸ عرفی دل ما تا به در عشق گریخت
  49. رباعی شمارهٔ ۴۹ عرفی علم هجر تو افراشتنی است
  50. رباعی شمارهٔ ۵۰ عرفی من و دل نه خوب دانیم و نه زشت
  51. رباعی شمارهٔ ۵۱ ای عشق که مدح تو همین عشق بس است
  52. رباعی شمارهٔ ۵۲ عرفی گله سر مکن که جای گله نیست
  53. رباعی شمارهٔ ۵۳ از وصل نهان ما که غماز نیافت
  54. رباعی شمارهٔ ۵۴ هر کس که سرش نه در گریبان فناست
  55. رباعی شمارهٔ ۵۵ عرفی منم آن که دوزخم تب‌شکن است
  56. رباعی شمارهٔ ۵۶ عرفی منم آن که کوششم بی اثر است
  57. رباعی شمارهٔ ۵۷ دستی دارم که در گریبان غم است
  58. رباعی شمارهٔ ۵۸ از گریهٔ گرم دیده آتشناک است
  59. رباعی شمارهٔ ۵۹ ای آن که برت سفال و یاقوت یکی است
  60. رباعی شمارهٔ ۶۰ ای شوق لبت ز صبر من برده ثبات

متن اشعار به نقل از گنجور.