پرش به محتوای اصلی
عرفی

عرفی

رباعیها

۱۲۴ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۶۱ ای کعبه رو این طرف که بی سازی نیست
  2. رباعی شمارهٔ ۶۲ آگه نیم از عیش که شهد چه گلوست
  3. رباعی شمارهٔ ۶۳ حسن آن باغی که خلد ازو بی رنگ است
  4. رباعی شمارهٔ ۶۴ دل دشمن شادی ست و در کار غم است
  5. رباعی شمارهٔ ۶۵ با معصیتم که کرده ای امن کنشت
  6. رباعی شمارهٔ ۶۶ ای آن که رهت به بزم مقصودی نیست
  7. رباعی شمارهٔ ۶۷ عرفی دل ما بسی پریشان نظر است
  8. رباعی شمارهٔ ۶۸ صحرای هوس خار تمنا خیز است
  9. رباعی شمارهٔ ۶۹ دل در هوس وصل تسلی طلب است
  10. رباعی شمارهٔ ۷۰ مستوری دل طلب که مستی این جاست
  11. رباعی شمارهٔ ۷۱ آن شور که این مفرد و این وافی چیست
  12. رباعی شمارهٔ ۷۲ ای مهر تو هیچ وکین دشمن هم هیچ
  13. رباعی شمارهٔ ۷۳ از عشق شراب نیستی جوید روح
  14. رباعی شمارهٔ ۷۴ فردا که معاملان هر فن طلبند
  15. رباعی شمارهٔ ۷۵ ایوب به صبر خویشتن می نازد
  16. رباعی شمارهٔ ۷۶ آن کس که عنان تافت ز ما گمره شد
  17. رباعی شمارهٔ ۷۷ عرفی که قدم در دهن تیشه نهد
  18. رباعی شمارهٔ ۷۸ عرفی که به هرزه گردیم خو می داد
  19. رباعی شمارهٔ ۷۹ در دیدهٔ هجر خواب پژمرده شود
  20. رباعی شمارهٔ ۸۰ عشق آمد و گوید که زبان بگشایند
  21. رباعی شمارهٔ ۸۱ شوخی که ز خنده چشمهٔ نوش شود
  22. رباعی شمارهٔ ۸۲ رفتم به جنازهٔ یک تن که فسرد
  23. رباعی شمارهٔ ۸۳ جمعی به درت گریه و آه آوردند
  24. رباعی شمارهٔ ۸۴ در باغ دلم که روضه نعتش گوید
  25. رباعی شمارهٔ ۸۵ از خامشی ام جان به سخن می سوزد
  26. رباعی شمارهٔ ۸۶ عشق تو خرابات نشین می باشد
  27. رباعی شمارهٔ ۸۷ دردا که اجل رسید و درمان نرسید
  28. رباعی شمارهٔ ۸۸ از زهر ستیزه خوی او می شویند
  29. رباعی شمارهٔ ۸۹ وقت است که یاران به گلستان ریزند
  30. رباعی شمارهٔ ۹۰ در سردی یخ بند که لرزد خورشید
  31. رباعی شمارهٔ ۹۱ شاهی که فلک هم گهر او نشود
  32. رباعی شمارهٔ ۹۲ عرفی دل و طبع تو ستمگار مباد
  33. رباعی شمارهٔ ۹۳ آن کس که ز راه نفسم بسته کند
  34. رباعی شمارهٔ ۹۴ شاها نفسم باغ ثنا خواهد شد
  35. رباعی شمارهٔ ۹۵ ای ملک غمت هر چه فرازست و فرود
  36. رباعی شمارهٔ ۹۶ جمعی ز کتاب سخنت می جویند
  37. رباعی شمارهٔ ۹۷ عشق آمد و از مژدهٔ غم شادم کرد
  38. رباعی شمارهٔ ۹۸ عرفی دل ما کیش دگرگون نکند
  39. رباعی شمارهٔ ۹۹ عرفی چه خروشی که فلان گمره شد
  40. رباعی شمارهٔ ۱۰۰ مردیم که آه ما دل شب نگزد
  41. رباعی شمارهٔ ۱۰۱ آنم که تنم همیشه از جان به بود
  42. رباعی شمارهٔ ۱۰۲ دیدم جایی که فتح باب آنجا بود
  43. رباعی شمارهٔ ۱۰۳ آن کس که لوای عشق بر دوش آید
  44. رباعی شمارهٔ ۱۰۴ ای عیش به آلایشت آمیخته اند
  45. رباعی شمارهٔ ۱۰۵ بر ساغر من که عشق از او نشأه برد
  46. رباعی شمارهٔ ۱۰۶ رفتم به حرم که درد ایمان دانند
  47. رباعی شمارهٔ ۱۰۷ گر سنگ ملامت به دلم نستیزد
  48. رباعی شمارهٔ ۱۰۸ تا رنگ من از شراب رهبان کردند
  49. رباعی شمارهٔ ۱۰۹ رخسار تو باغ را سراسیمه کند
  50. رباعی شمارهٔ ۱۱۰ زین گونه که دل به عقل زشتم طلبد
  51. رباعی شمارهٔ ۱۱۱ گیرم که تو را شوخی آتش باشد
  52. رباعی شمارهٔ ۱۱۲ چون عشق به کام مشتری کار کند
  53. رباعی شمارهٔ ۱۱۳ عرفی همه بود رنگ، بی گفت و شنید
  54. رباعی شمارهٔ ۱۱۴ تا کی برت اظهار عدم نتوان کرد
  55. رباعی شمارهٔ ۱۱۵ ای آن که ز درد رسته ای، شرمت باد
  56. رباعی شمارهٔ ۱۱۶ در علم و عمل چو ذوفنون آید مرد
  57. رباعی شمارهٔ ۱۱۷ ای آهوی فتنه سنبلت را به کمند
  58. رباعی شمارهٔ ۱۱۸ ای خواجه چو از تو مرگ جان خواهد برد
  59. رباعی شمارهٔ ۱۱۹ گر دل بردم عشوه نمایی چه شود
  60. رباعی شمارهٔ ۱۲۰ خوش آن که شراب همتم مست کند

متن اشعار به نقل از گنجور.