فهرست اشعار
- رباعی شمارهٔ ۶۱ ای کعبه رو این طرف که بی سازی نیست
- رباعی شمارهٔ ۶۲ آگه نیم از عیش که شهد چه گلوست
- رباعی شمارهٔ ۶۳ حسن آن باغی که خلد ازو بی رنگ است
- رباعی شمارهٔ ۶۴ دل دشمن شادی ست و در کار غم است
- رباعی شمارهٔ ۶۵ با معصیتم که کرده ای امن کنشت
- رباعی شمارهٔ ۶۶ ای آن که رهت به بزم مقصودی نیست
- رباعی شمارهٔ ۶۷ عرفی دل ما بسی پریشان نظر است
- رباعی شمارهٔ ۶۸ صحرای هوس خار تمنا خیز است
- رباعی شمارهٔ ۶۹ دل در هوس وصل تسلی طلب است
- رباعی شمارهٔ ۷۰ مستوری دل طلب که مستی این جاست
- رباعی شمارهٔ ۷۱ آن شور که این مفرد و این وافی چیست
- رباعی شمارهٔ ۷۲ ای مهر تو هیچ وکین دشمن هم هیچ
- رباعی شمارهٔ ۷۳ از عشق شراب نیستی جوید روح
- رباعی شمارهٔ ۷۴ فردا که معاملان هر فن طلبند
- رباعی شمارهٔ ۷۵ ایوب به صبر خویشتن می نازد
- رباعی شمارهٔ ۷۶ آن کس که عنان تافت ز ما گمره شد
- رباعی شمارهٔ ۷۷ عرفی که قدم در دهن تیشه نهد
- رباعی شمارهٔ ۷۸ عرفی که به هرزه گردیم خو می داد
- رباعی شمارهٔ ۷۹ در دیدهٔ هجر خواب پژمرده شود
- رباعی شمارهٔ ۸۰ عشق آمد و گوید که زبان بگشایند
- رباعی شمارهٔ ۸۱ شوخی که ز خنده چشمهٔ نوش شود
- رباعی شمارهٔ ۸۲ رفتم به جنازهٔ یک تن که فسرد
- رباعی شمارهٔ ۸۳ جمعی به درت گریه و آه آوردند
- رباعی شمارهٔ ۸۴ در باغ دلم که روضه نعتش گوید
- رباعی شمارهٔ ۸۵ از خامشی ام جان به سخن می سوزد
- رباعی شمارهٔ ۸۶ عشق تو خرابات نشین می باشد
- رباعی شمارهٔ ۸۷ دردا که اجل رسید و درمان نرسید
- رباعی شمارهٔ ۸۸ از زهر ستیزه خوی او می شویند
- رباعی شمارهٔ ۸۹ وقت است که یاران به گلستان ریزند
- رباعی شمارهٔ ۹۰ در سردی یخ بند که لرزد خورشید
- رباعی شمارهٔ ۹۱ شاهی که فلک هم گهر او نشود
- رباعی شمارهٔ ۹۲ عرفی دل و طبع تو ستمگار مباد
- رباعی شمارهٔ ۹۳ آن کس که ز راه نفسم بسته کند
- رباعی شمارهٔ ۹۴ شاها نفسم باغ ثنا خواهد شد
- رباعی شمارهٔ ۹۵ ای ملک غمت هر چه فرازست و فرود
- رباعی شمارهٔ ۹۶ جمعی ز کتاب سخنت می جویند
- رباعی شمارهٔ ۹۷ عشق آمد و از مژدهٔ غم شادم کرد
- رباعی شمارهٔ ۹۸ عرفی دل ما کیش دگرگون نکند
- رباعی شمارهٔ ۹۹ عرفی چه خروشی که فلان گمره شد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰ مردیم که آه ما دل شب نگزد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱ آنم که تنم همیشه از جان به بود
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲ دیدم جایی که فتح باب آنجا بود
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳ آن کس که لوای عشق بر دوش آید
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴ ای عیش به آلایشت آمیخته اند
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵ بر ساغر من که عشق از او نشأه برد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶ رفتم به حرم که درد ایمان دانند
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷ گر سنگ ملامت به دلم نستیزد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸ تا رنگ من از شراب رهبان کردند
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹ رخسار تو باغ را سراسیمه کند
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰ زین گونه که دل به عقل زشتم طلبد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱ گیرم که تو را شوخی آتش باشد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲ چون عشق به کام مشتری کار کند
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳ عرفی همه بود رنگ، بی گفت و شنید
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴ تا کی برت اظهار عدم نتوان کرد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵ ای آن که ز درد رسته ای، شرمت باد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶ در علم و عمل چو ذوفنون آید مرد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷ ای آهوی فتنه سنبلت را به کمند
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸ ای خواجه چو از تو مرگ جان خواهد برد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹ گر دل بردم عشوه نمایی چه شود
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰ خوش آن که شراب همتم مست کند
متن اشعار به نقل از گنجور.