پرش به محتوای اصلی
مولانا

مولانا

دفتر سوم

۲۲۸ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱۲۱ - آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا سیزده پیغامبر آنجا آمدند
  2. بخش ۱۲۲ - معجزه خواستن قوم از پیغامبران قوم گفتند ای گروه مدعی
  3. بخش ۱۲۳ - متهم داشتن قوم انبیا را قوم گفتند این همه زرقست و مکر
  4. بخش ۱۲۴ - حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است این بدان ماند که خرگوشی بگفت
  5. بخش ۱۲۵ - جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را ای دریغا که دوا در رنجتان
  6. بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی کی رسدتان این مثلها ساختن
  7. بخش ۱۲۷ - مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن نوح اندر بادیه کشتی بساخت
  8. بخش ۱۲۸ - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم این مثل بشنو که شب دزدی عنید
  9. بخش ۱۲۹ - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان سر آن خرگوش دان دیو فضول
  10. بخش ۱۳۰ - معنی حزم و مثال مرد حازم یا به حال اولینان بنگرید
  11. بخش ۱۳۱ - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا باز مرغی فوق دیواری نشست
  12. بخش ۱۳۲ - حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را سَگ، زمستان جَمعْ گردَد، اُسْتُخوانْشْ.
  13. بخش ۱۳۳ - منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه قوم گفتند ای نصوحان بس بود
  14. بخش ۱۳۴ - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را انبیا گفتند کاری آفرید
  15. بخش ۱۳۵ - مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را قوم گفتند ای گروه این رنج ما
  16. بخش ۱۳۶ - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را انبیا گفتند نومیدی بدست
  17. بخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام قوم گفتند ار شما سعد خودیت
  18. بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام انبیا گفتند فال زشت و بد
  19. بخش ۱۳۹ - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرها که لئیمان در جفا صافی شوند
  20. بخش ۱۴۰ - بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة آنچنانک حق ز گوشت و استخوان
  21. بخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی صوفیی بر میخ روزی سفره دید
  22. بخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو آنچ یعقوب از رخ یوسف بدید
  23. بخش ۱۴۳ - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق میر شد محتاج گرمابه سحر
  24. بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل انبیا گفتند با خاطر که چند
  25. بخش ۱۴۵ - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا داعی هر پیشه اومیدست و بوک
  26. بخش ۱۴۶ - بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء قوم دیگر سخت پنهان می‌روند
  27. بخش ۱۴۷ - حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختن از انس فرزند مالک آمدست
  28. بخش ۱۴۸ - قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بی‌آبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداخته اندر آن وادی گروهی از عرب
  29. بخش ۱۴۹ - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی ای غلام اکنون تو پر بین مشک خود
  30. بخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت خواجه از دورش بدید و خیره ماند
  31. بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید‌؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی ‌«امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار‌، گواه استحقاق است آن نیاز مریمی بوده‌ست و درد
  32. بخش ۱۵۲ - آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسی‌وار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلم هم از آن ده یک زنی از کافران
  33. بخش ۱۵۳ - ربودن عقاب موزهٔ مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن اندرین بودند کآواز صلا
  34. بخش ۱۵۴ - وجه عبرت گرفتن ازین حکایت و یقین دانستن کی ان مع العسر یسرا عبرتست آن قصه ای جان مر ترا
  35. بخش ۱۵۵ - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور گفت موسی را یکی مرد جوان
  36. بخش ۱۵۶ - وحی آمدن از حق تعالی به موسی کی بیاموزش چیزی کی استدعا کند یا بعضی از آن گفت یزدان تو بده بایست او
  37. بخش ۱۵۷ - قانع شدن آن طالب به تعلیم زبان مرغ خانگی و سگ و اجابت موسی علیه السلام گفت باری نطق سگ کو بر درست
  38. بخش ۱۵۸ - جواب خروس سگ را پس خروسش گفت تن زن غم مخور
  39. بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده چند چند آخر دروغ و مکر تو
  40. بخش ۱۶۰ - خبر کردن خروس از مرگ خواجه لیک فردا خواهد او مردن یقین
  41. بخش ۱۶۱ - دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنید چون شنید اینها دوان شد تیز و تفت
  42. بخش ۱۶۲ - دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیا موسی آمد در مناجات آن سحر
  43. بخش ۱۶۳ - اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلام گفت بخشیدم بدو ایمان نعم
  44. بخش ۱۶۴ - حکایت آن زنی کی فرزندش نمی‌زیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا آن زنی هر سال زاییدی پسر
  45. بخش ۱۶۵ - در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زره اندر آخر حمزه چون در صف شدی
  46. بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را گفت حمزه چونک بودم من جوان
  47. بخش ۱۶۷ - حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرا آن یکی یاری پیمبر را بگفت
  48. بخش ۱۶۸ - وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادی چون بلال از ضعف شد همچون هلال
  49. بخش ۱۶۹ - حکمت ویران شدن تن به مرگ من چو آدم بودم اول حبس کرب
  50. بخش ۱۷۰ - تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی همچو گرمابه که تفسیده بود
  51. بخش ۱۷۱ - بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکی‌ست همه از تن است کی ارضی است و سفلی غفلت از تن بود چون تن روح شد
  52. بخش ۱۷۲ - تشبیه نص با قیاس نص وحی روح قدسی دان یقین
  53. بخش ۱۷۳ - آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ بر ملولان این مکرر کردنست
  54. بخش ۱۷۴ - شناختن هر حیوانی بوی عدو خود را و حذر کردن و بطالت و خسارت آنکس کی عدو کسی بود کی ازو حذر ممکن نیست و فرار ممکن نی و مقابله ممکن نی اسپ داند بانگ و بوی شیر را
  55. بخش ۱۷۵ - فرق میان دانستن چیزی به مثال و تقلید و میان دانستن ماهیت آن چیز ظاهرست آثار و میوهٔ رحمتش
  56. بخش ۱۷۶ - جمع و توفیق میان نفی و اثبات یک چیز از روی نسبت و اختلاف جهت نفی آن یک چیز و اثباتش رواست
  57. بخش ۱۷۷ - مسلهٔ فنا و بقای درویش گفت قایل در جهان درویش نیست
  58. بخش ۱۷۸ - قصه وکیل صدر جهان کی متهم شد و از بخارا گریخت از بیم جان باز عشقش کشید رو کشان کی کار جان سهل باشد عاشقان را در بخارا بندهٔ صدر جهان
  59. بخش ۱۷۹ - پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالی همچو مریم گوی پیش از فوت ملک
  60. بخش ۱۸۰ - گفتن روح القدس مریم راکی من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من کی فرمان اینست بانگ بر وی زد نمودار کرم

متن اشعار به نقل از گنجور.