پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۲۸ - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم

این مثل بشنو که شب دزدی عنید

در بن دیوار حفره می‌برید

نیم‌بیداری که او رنجور بود

طقطق آهسته‌اش را می‌شنود

رفت بر بام و فرو آویخت سر

گفت او را در چه کاری ای پدر

خیر باشد نیمشب چه می‌کنی

تو کیی گفتا دهل‌زن ای سنی

در چه کاری گفت می‌کوبم دهل

گفت کو بانگ دهل ای بوسبل

گفت فردا بشنوی این بانگ را

نعره یا حسرتا وا ویلتا

آن دروغست و کژ و بر ساخته

سر آن کژ را تو هم نشناخته

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۳۰ - معنی حزم و مثال مرد حازمیا به حال اولینان بنگرید
  2. بخش ۱۳۱ - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هواباز مرغی فوق دیواری نشست
  3. بخش ۱۳۲ - حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان راسَگ، زمستان جَمعْ گردَد، اُسْتُخوانْشْ.
  4. بخش ۱۳۳ - منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانهقوم گفتند ای نصوحان بس بود
  5. بخش ۱۳۴ - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان راانبیا گفتند کاری آفرید
  6. بخش ۱۳۵ - مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه راقوم گفتند ای گروه این رنج ما
  7. بخش ۱۳۶ - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان راانبیا گفتند نومیدی بدست
  8. بخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلامقوم گفتند ار شما سعد خودیت
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.