پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۳۲ - حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را

سَگ، زمستان جَمعْ گردَد، اُسْتُخوانْشْ.

زَخمِ سَرما خُرد گردانَد چُنانْشْ.

کو بگویَد، کین قَدَرْ تَن—کِه مَّنَم—

خانه‌ایَّ ازْ سَنگ، بایَد کـَردَنم!

چونْک تابستان بیایَد، مَن بِچَنگ

بَهرِ سَرما خانه‌ای سازَم زِ سَنگ.

چونْک تابستان بیاید، از گُشاد،

اُستُخوانها پَهن گردَد؛ پوست، شاد.

گویَد او، چون زَفت بینَد خویش را:

«دَر کُدامین خانه گُـنجَم، اِی کیا؟».

زَفت گردَد. پا کِشَد دَر سایه‌ای.

کاهِلی، سیری، غَری، خودرایه‌ای،

گویَدَش: «دِل خانه‌ای ساز اِی عَمو!».

گوید او: «در خانه کِی گُنجَم؟ بِگو!

اُستُخوانِ حرصِ تو، دَر وقتِ دَرد،

دَرهَم آیَد خُرد گردَد، دَر نَوَرد.

گویی اَز توبه بِسازَم خانه‌ای،

دَر زِمستان باشُدَم اِستانه‌ای،

چون بِشُد دَرد وُ شُدَت آن حِرص، زَفت،

هَمچو سَگ، سودایِ خانه از تو رَفت.

شُکرِ نِعمت، خوشتَر از نِعمت بُوَد.

شُکرباره کِی سوی نِعمت رَوَد؟

شُکْر، جانِ نِعمت و نِعمت چو پوست؛

زآنْک شُکر آرد تُرا تا کویِ دوست.

نعمت آرَد غفلَت و شُکر اِنتِباه.

صیدِ نعمت کُن بِدامِ شُکر، شاه.

نعمتِ شُکرت کُنَد پُر چَشم و میر؛

تا کُنی صَد نعمت ایثارِ فَقیر.

سیر نوشی اَز طَعام و نُقلِ حَق؛

تا رَوَد از تو شِکَم‌خواری و دَق.».

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۳۴ - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان راانبیا گفتند کاری آفرید
  2. بخش ۱۳۵ - مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه راقوم گفتند ای گروه این رنج ما
  3. بخش ۱۳۶ - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان راانبیا گفتند نومیدی بدست
  4. بخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلامقوم گفتند ار شما سعد خودیت
  5. بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلامانبیا گفتند فال زشت و بد
  6. بخش ۱۳۹ - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرهاکه لئیمان در جفا صافی شوند
  7. بخش ۱۴۰ - بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطةآنچنانک حق ز گوشت و استخوان
  8. بخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهیصوفیی بر میخ روزی سفره دید
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.