پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۳۴ - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را

انبیا گفتند کاری آفرید

وصفهایی که نتان زان سر کشید

و آفرید او وصفهای عارضی

که کسی مبغوض می‌گردد رضی

سنگ را گویی که زر شو بیهده‌ست

مس را گویی که زر شو راه هست

ریگ را گویی که گل شو عاجزست

خاک را گویی که گل شو جایزست

رنجها دادست کان را چاره نیست

آن بمثل لنگی و فطس و عمیست

رنجها دادست کان را چاره هست

آن بمثل لقوه و درد سرست

این دواها ساخت بهر ایتلاف

نیست این درد و دواها از گزاف

بلک اغلب رنجها را چاره هست

چون بجد جویی بیاید آن بدست

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۳۶ - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان راانبیا گفتند نومیدی بدست
  2. بخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلامقوم گفتند ار شما سعد خودیت
  3. بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلامانبیا گفتند فال زشت و بد
  4. بخش ۱۳۹ - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرهاکه لئیمان در جفا صافی شوند
  5. بخش ۱۴۰ - بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطةآنچنانک حق ز گوشت و استخوان
  6. بخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهیصوفیی بر میخ روزی سفره دید
  7. بخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دوآنچ یعقوب از رخ یوسف بدید
  8. بخش ۱۴۳ - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حقمیر شد محتاج گرمابه سحر
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.