پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام

قوم گفتند ار شما سعد خودیت

نحس مایید و ضدیت و مرتدیت

جان ما فارغ بد از اندیشه‌ها

در غم افکندید ما را و عنا

ذوق جمعیت که بود و اتفاق

شد ز فال زشتتان صد افتراق

طوطی نقل شکر بودیم ما

مرغ مرگ‌اندیش گشتیم از شما

هر کجا افسانهٔ غم‌گستریست

هر کجا آوازهٔ مستنکریست

هر کجا اندر جهان فال بذست

هر کجا مسخی نکالی ماخذست

در مثال قصه و فال شماست

در غم‌انگیزی شما را مشتهاست

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۳۹ - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرهاکه لئیمان در جفا صافی شوند
  2. بخش ۱۴۰ - بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطةآنچنانک حق ز گوشت و استخوان
  3. بخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهیصوفیی بر میخ روزی سفره دید
  4. بخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دوآنچ یعقوب از رخ یوسف بدید
  5. بخش ۱۴۳ - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حقمیر شد محتاج گرمابه سحر
  6. بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسلانبیا گفتند با خاطر که چند
  7. بخش ۱۴۵ - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجاداعی هر پیشه اومیدست و بوک
  8. بخش ۱۴۶ - بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاءقوم دیگر سخت پنهان می‌روند
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.