پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۶۵ - در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زره

اندر آخر حمزه چون در صف شدی

بی زره سرمست در غزو آمدی

سینه باز و تن برهنه پیش پیش

در فکندی در صف شمشیر خویش

خلق پرسیدند کای عم رسول

ای هزبر صف‌شکن شاه فحول

نه تو لا تلقوا بایدیکم الی

تهلکه خواندی ز پیغام خدا

پس چرا تو خویش را در تهلکه

می در اندازی چنین در معرکه

چون جوان بودی و زفت و سخت‌زه

تو نمی‌رفتی سوی صف بی زره

چون شدی پیر و ضعیف و منحنی

پرده‌های لا ابالی می‌زنی

لا ابالی‌وار با تیغ و سنان

می‌نمایی دار و گیر و امتحان

تیغ حرمت می‌ندارد پیر را

کی بود تمییز تیغ و تیر را

زین نسق غمخوارگان بی‌خبر

پند می‌دادند او را از غیر

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۶۷ - حیله دفع مغبون شدن در بیع و شراآن یکی یاری پیمبر را بگفت
  2. بخش ۱۶۸ - وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادیچون بلال از ضعف شد همچون هلال
  3. بخش ۱۶۹ - حکمت ویران شدن تن به مرگمن چو آدم بودم اول حبس کرب
  4. بخش ۱۷۰ - تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگیهمچو گرمابه که تفسیده بود
  5. بخش ۱۷۱ - بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکی‌ست همه از تن است کی ارضی است و سفلیغفلت از تن بود چون تن روح شد
  6. بخش ۱۷۲ - تشبیه نص با قیاسنص وحی روح قدسی دان یقین
  7. بخش ۱۷۳ - آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخبر ملولان این مکرر کردنست
  8. بخش ۱۷۴ - شناختن هر حیوانی بوی عدو خود را و حذر کردن و بطالت و خسارت آنکس کی عدو کسی بود کی ازو حذر ممکن نیست و فرار ممکن نی و مقابله ممکن نیاسپ داند بانگ و بوی شیر را
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.