فهرست اشعار
- بخش ۱۸۱ - عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالیوار شمع مریم را بهل افروخته
- بخش ۱۸۲ - پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوهتر و محتشمتر و پر نعمتتر و دلگشاتر گفت معشوقی به عاشق کای فتی
- بخش ۱۸۳ - منع کردن دوستان او را از رجوع کردن به بخارا وتهدید کردن و لاابالی گفتن او گفت او را ناصحی ای بیخبر
- بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق گفت ای ناصح خمش کن چند چند
- بخش ۱۸۵ - رو نهادن آن بندهٔ عاشق سوی بخارا رو نهاد آن عاشق خونابهریز
- بخش ۱۸۶ - در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدن اندر آمد در بخارا شادمان
- بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را گفت من مستسقیم آبم کَشد
- بخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشست همچو گویی سجده کن بر رو و سر
- بخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشقکش بود و آن عاشق مرگجوی لا ابالی کی درو مهمان شد یک حکایت گوش کن ای نیکپی
- بخش ۱۹۰ - مهمان آمدن در آن مسجد تا یکی مهمان در آمد وقت شب
- بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورا قوم گفتندش که هین اینجا مخسپ
- بخش ۱۹۲ - جواب گفتن عاشق عاذلان را گفت او ای ناصحان من بی ندم
- بخش ۱۹۳ - عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار میآید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان میبیند آنچنانک گفت جالینوس راد
- بخش ۱۹۴ - دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجد قوم گفتندش مکن جلدی برو
- بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختن همچو شیطان در سپه شد صد یکم
- بخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش گفت پیغامبر که ان فی البیان
- بخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی گفت ای یاران از آن دیوان نیم
- بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بیصبری او در بلا به اضطراب و بیقراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند بنگر اندر نخودی در دیگ چون
- بخش ۱۹۹ - تمثیل صابر شدن مؤمن چون بر شر و خیر بلا واقف شود سگ شکاری نیست او را طوق نیست
- بخش ۲۰۰ - عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود را آن ستی گوید ورا که پیش ازین
- بخش ۲۰۱ - باقی قصهٔ مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق او آن غریب شهر سربالا طلب
- بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان پیش از آنک این قصه تا مخلص رسد
- بخش ۲۰۳ - تفسیر این خبر مصطفی علیه السلام کی للقران ظهر و بطن و لبطنه بطن الی سبعة ابطن حرف قرآن را بدان که ظاهریست
- بخش ۲۰۴ - بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکن آنک گویند اولیا در کُه بُوَند
- بخش ۲۰۵ - تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلام آدمی همچون عصای موسیاست
- بخش ۲۰۶ - تفسیر یا جبال اوبی معه والطیر روی داود از فرش تابان شده
- بخش ۲۰۷ - جواب طعنهزننده در مثنوی از قصور فهم خود ای سگ طاعن تو عو عو میکنی
- بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان آنک فرمودست او اندر خطاب
- بخش ۲۰۹ - بقیهٔ ذکر آن مهمان مسجد مهمانکش باز گو کان پاکباز شیرمرد
- بخش ۲۱۰ - تفسیر آیت وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ تو چو عزم دین کنی با اجتهاد
- بخش ۲۱۱ - رسیدن بانگ طلسمی نیمشب مهمان مسجد را بشنو اکنون قصهٔ آن بانگ سخت
- بخش ۲۱۲ - ملاقات آن عاشق با صدر جهان آن بخاری نیز خود بر شمع زد
- بخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس خاک گوید خاک تن را باز گرد
- بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روحاند گوید ای اجزای پست فرشیم
- بخش ۲۱۵ - فسخ عزایم و نقضها جهت با خبر کردن آدمی را از آنک مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند تا تنبیه بر تنبیه بود عزمها و قصدها در ماجرا
- بخش ۲۱۶ - نظر کردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرّونَ إِلَی الجَنَّةِ بِالسَّلاسِلِ وَ الأَغْلالِ دید پیغامبر یکی جوقی اسیر
- بخش ۲۱۷ - تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایهای طاعنان میگفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان میگفتید تا گمان آید کی شما طالب حقاید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید از بتان و از خدا در خواستیم
- بخش ۲۱۸ - سر آنک بیمراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست آمدش پیغام از دولت که رو
- بخش ۲۱۹ - تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی گفت پیغامبر که معراج مرا
- بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او گرچه نشنید آن موکل آن سخن
- بخش ۲۲۱ - بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسور دزد قهرخواجه کرد و زر کشید
- بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب آمدیم اینجا که در صدر جهان
- بخش ۲۲۳ - داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام پشه آمد از حدیقه وز گیاه
- بخش ۲۲۴ - امرکردن سلیمان علیه السلام پشهٔ متظلم را به احضار خصم به دیوان حکم پس سلیمان گفت ای زیبا دوی
- بخش ۲۲۵ - نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید میکشید از بیهشیاش در بیان
- بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق گفت ای عنقای حق جان را مطاف
- بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی یک جوانی بر زنی مجنون بُدست
- بخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ کان جوان در جست و جو بد هفت سال
متن اشعار به نقل از گنجور.