فهرست اشعار
- بخش ۱ - سر آغاز ای ضیاء الحق حسام الدین بیار
- بخش ۲ - قصهٔ خورندگان پیلبچه از حرص و ترک نصیحت ناصح آن شنیدی تو که در هندوستان
- بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیلبچگان هر دهان را پیل بویی میکند
- بخش ۴ - بازگشتن به حکایت پیل گفت ناصح بشنوید این پند من
- بخش ۵ - بیان آنک خطای محبان بهترست از صواب بیگانگان بر محبوب آن بلال صدق در بانگ نماز
- بخش ۶ - امر حق به موسی علیه السّلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکردهای گفت ای موسی ز من میجو پناه
- بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است آن یکی الله میگفتی شبی
- بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار ای برادر بود اندر ما مضیٰ
- بخش ۹ - قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفا تو نخواندی قصهٔ اهل سبا
- بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او صومعهٔ عیسیست خوان اهل دل
- بخش ۱۱ - باقی قصهٔ اهل سبا آن سبا ز اهل صبا بودند و خام
- بخش ۱۲ - بقیهٔ داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی ده شد ز حد هین بازگرد ای یار گُرد
- بخش ۱۳ - دعوت باز بطان را از آب به صحرا باز گوید بط را کز آب خیز
- بخش ۱۴ - قصهٔ اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بی زحمت درویشان باغها را قطاف کنند قصهٔ اصحاب ضروان خواندهای
- بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده خواجه در کار آمد و تجهیز ساخت
- بخش ۱۶ - رفتن خواجه و قومش به سوی ده خواجه و بچگان جهازی ساختند
- بخش ۱۷ - نواختن مجنون آن سگ را کی مقیم کوی لیلی بود همچو مجنون کاو سگی را مینواخت
- بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را بعد ماهی چون رسیدند آن طرف
- بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان آن شغالی رفت اندر خُمّ رنگ
- بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خوردهام و چنان پوست دنبه یافت شخصی مستهان
- بخش ۲۱ - آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بود بلعم باعور و ابلیس لعین
- بخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود و آن شغال رنگرنگ آمد نهفت
- بخش ۲۳ - تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی میکرد همچو فرعونی مرصع کرده ریش
- بخش ۲۴ - تفسیر وَ لَتَعْرِفَنَّهُم في لَحْنِ القَوْلِ گفت یزدان مر نبی را در مساق
- بخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالی پیش ازین زان گفته بودیم اندکی
- بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن جهد فرعونی چو بی توفیق بود
- بخش ۲۷ - به میدان خواندن بنی اسرائیل برای حیلهٔ ولادت موسی علیه السلام ای اسیران سوی میدانگه روید
- بخش ۲۸ - حکایت همچنان کاینجا مغول حیلهدان
- بخش ۲۹ - بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حمل شه شبانگه باز آمد شادمان
- بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلام شب برفت و او بر آن درگاه خفت
- بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی وا مگردان هیچ ازینها دم مزن
- بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگ این صدا جان مرا تغییر کرد
- بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدان بر فلک پیدا شد آن استارهاش
- بخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکر بعدِ نُه مَه شَه برون آورد تخت
- بخش ۳۵ - بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانهٔ عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش انداز خود زن عمران که موسی برده بود
- بخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکن باز وحی آمد که در آبش فکن
- بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد یک حکایت بشنو از تاریخگوی
- بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام گفت فرعونش چرا تو ای کلیم
- بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی میکردش گفت با امرِ حقم اِشراک نیست
- بخش ۴۰ - پاسخ فرعون موسی را علیه السلام گفت فرعونش ورق درحکم ماست
- بخش ۴۱ - جواب موسی فرعون را گفت موسی این مرا دستور نیست
- بخش ۴۲ - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیهالسلام گفت نه نه مهلتم باید نهاد
- بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیهالسلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین گفت امر آمد برو مهلت تو را
- بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحران چونک موسی بازگشت و او بماند
- بخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلام بعد از آن گفتند ای مادر بیا
- بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود گفتشان در خواب کای اولاد من
- بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند مصطفی را وعده کرد الطاف حق
- بخش ۴۸ - جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویس تا به فرعون آمدند آن ساحران
- بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل پیل اندر خانهٔ تاریک بود
- بخش ۵۰ - توفیق میان این دو حدیث کی الرضا بالکفر کفر و حدیث دیگر من لم یرض بقضایی فلیطلب ربا سوای دی سؤالی کرد سایل مر مرا
- بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست آن یکی مرد دومو آمد شتاب
- بخش ۵۲ - حکایت در صحابه کم بدی حافظ کسی
- بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشقنامه خواندن و مطالعه کردن عشقنامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم آن یکی را یار پیش خود نشاند
- بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج آن یکی در عهد داوود نبی
- بخش ۵۵ - دویدن گاو در خانهٔ آن دعا کننده بالحاح قال النبی صلی الله علیه وسلم ان الله یحب الملحین فی الدعا زیرا عین خواست از حق تعالی و الحاح خواهنده را به است از آنچ میخواهد آن را ازو تا که روزی ناگهان در چاشتگاه
- بخش ۵۶ - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن ای تقاضاگر درون همچون جنین
- بخش ۵۷ - بیان آنک علم را دو پرست و گمان را یک پرست ناقص آمد ظن به پرواز ابترست مثال ظن و یقین در علم علم را دو پَر، گمان را یک پرست
- بخش ۵۸ - مثال رنجور شدن آدمی بهوَهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان بهوی و حکایت معلم کودکان مکتبی از اوستاد
- بخش ۵۹ - عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت عقول از تحصیل علم است اختلاف عقلها در اصل بود
- بخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد را روز گشت و آمدند آن کودکان
متن اشعار به نقل از گنجور.