پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردش

گفت با امرِ حقم اِشراک نیست

گر بریزد خونم امرش، باک نیست

راضیم من شاکرم من ای حریف

این طرف رسوا و پیش حق شریف

پیش خلقان خوار و زار و ریش‌خند

پیش حق محبوب و مطلوب و پسند

از سخن می‌گویم این ورنه خدا

از سیه‌رویان کند فردا تو را

عزت آنِ اوست و آن بندگانش

ز آدم و ابلیس بر می‌خوان نشانش

شرح حق پایان ندارد همچو حق

هین دهان بربند و برگردان ورق

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۴۱ - جواب موسی فرعون راگفت موسی این مرا دستور نیست
  2. بخش ۴۲ - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیه‌السلامگفت نه نه مهلتم باید نهاد
  3. بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداینگفت امر آمد برو مهلت تو را
  4. بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحرانچونک موسی بازگشت و او بماند
  5. بخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلامبعد از آن گفتند ای مادر بیا
  6. بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خودگفتشان در خواب کای اولاد من
  7. بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتندمصطفی را وعده کرد الطاف حق
  8. بخش ۴۸ - جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویستا به فرعون آمدند آن ساحران
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.