پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام

گفت فرعونش چرا تو ای کلیم

خلق را کشتی و افکندی تو بیم

در هزیمت از تو افتادند خلق

در هزیمت کشته شد مردم ز زلق

لاجرم مردم تو را دشمن گرفت

کین تو در سینه مرد و زن گرفت

خلق را می‌خواندی بر عکس شد

از خلافت مردمان را نیست بد

من هم از شرت اگر پس می‌خزم

در مکافات تو دیگی می‌پزم

دل ازین بر کن که بفریبی مرا

یا به جز فَیْ پس‌روی گردد تو را

تو بدان غره مشو کش ساختی

در دل خلقان هراس انداختی

صد چنین آری و هم رسوا شوی

خوار گردی ضحکهٔ غوغا شوی

همچو تو سالوس بسیاران بُدند

عاقبت در مصر ما رسوا شدند

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۴۰ - پاسخ فرعون موسی را علیه السلامگفت فرعونش ورق درحکم ماست
  2. بخش ۴۱ - جواب موسی فرعون راگفت موسی این مرا دستور نیست
  3. بخش ۴۲ - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیه‌السلامگفت نه نه مهلتم باید نهاد
  4. بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداینگفت امر آمد برو مهلت تو را
  5. بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحرانچونک موسی بازگشت و او بماند
  6. بخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلامبعد از آن گفتند ای مادر بیا
  7. بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خودگفتشان در خواب کای اولاد من
  8. بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتندمصطفی را وعده کرد الطاف حق
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.