پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگ

این صدا جان مرا تغییر کرد

از غم و اندوه تلخم پیر کرد

پیش می‌آمد سپس می‌رفت شه

جمله شب او همچو حامل وقت زه

هر زمان می‌گفت ای عمران مرا

سخت از جا برده است این نعره‌ها

زهره نه عمران مسکین را که تا

باز گوید اختلاط جفت را

که زن عمران به عمران در خزید

تا که شد استارهٔ موسی پدید

هر پیمبر که در آید در رحم

نجم او بر چرخ گردد منتجم

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکربعدِ نُه مَه شَه برون آورد تخت
  2. بخش ۳۵ - بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانهٔ عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش اندازخود زن عمران که موسی برده بود
  3. بخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکنباز وحی آمد که در آبش فکن
  4. بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغدادیک حکایت بشنو از تاریخ‌گوی
  5. بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلامگفت فرعونش چرا تو ای کلیم
  6. بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردشگفت با امرِ حقم اِشراک نیست
  7. بخش ۴۰ - پاسخ فرعون موسی را علیه السلامگفت فرعونش ورق درحکم ماست
  8. بخش ۴۱ - جواب موسی فرعون راگفت موسی این مرا دستور نیست
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.