پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۳۵ - بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانهٔ عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش انداز

خود زن عمران که موسی برده بود

دامن اندر چید از آن آشوب و دود

آن زنان قابله در خانه‌ها

بهر جاسوسی فرستاد آن دغا

غمز کردندش که اینجا کودکیست

نامد او میدان که در وهم و شکیست

اندرین کوچه یکی زیبا زنیست

کودکی دارد ولیکن پرفنیست

پس عوانان آمدند او طفل را

در تنور انداخت از امر خدا

وحی آمد سوی زن زان با خبر

که ز اصل آن خلیلست این پسر

عصمت یا نار کونی باردا

لا تکون النار حرا شاردا

زن به وَحی انداخت او را در شرر

بر تن موسی نکرد آتش اثر

پس عوانان بی مراد آن سو شدند

باز غمازان کز آن واقف بدند

با عوانان ماجرا بر داشتند

پیش فرعون از برای دانگ چند

کای عوانان باز گردید آن طرف

نیک نیکو بنگرید اندر غرف

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغدادیک حکایت بشنو از تاریخ‌گوی
  2. بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلامگفت فرعونش چرا تو ای کلیم
  3. بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردشگفت با امرِ حقم اِشراک نیست
  4. بخش ۴۰ - پاسخ فرعون موسی را علیه السلامگفت فرعونش ورق درحکم ماست
  5. بخش ۴۱ - جواب موسی فرعون راگفت موسی این مرا دستور نیست
  6. بخش ۴۲ - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیه‌السلامگفت نه نه مهلتم باید نهاد
  7. بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداینگفت امر آمد برو مهلت تو را
  8. بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحرانچونک موسی بازگشت و او بماند
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.