پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی

وا مگردان هیچ ازینها دم مزن

تا نیاید بر من و تو صد حزن

عاقبت پیدا شود آثار این

چون علامتها رسید ای نازنین

در زمان از سوی میدان نعره‌ها

می‌رسید از خلق و پر می‌شد هوا

شاه از آن هیبت برون جست آن زمان

پابرهنه کین چه غلغلهاست هان

از سوی میدان چه بانگست و غریو

کز نهیبش می‌رمد جنی و دیو

گفت عمران شاه ما را عمر باد

قوم اسرائیلیانند از تو شاد

از عطای شاه شادی می‌کنند

رقص می‌آرند و کفها می‌زنند

گفت باشد کین بود اما ولیک

وهم و اندیشه مرا پُر کرد نیک

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدانبر فلک پیدا شد آن استاره‌اش
  2. بخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکربعدِ نُه مَه شَه برون آورد تخت
  3. بخش ۳۵ - بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانهٔ عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش اندازخود زن عمران که موسی برده بود
  4. بخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکنباز وحی آمد که در آبش فکن
  5. بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغدادیک حکایت بشنو از تاریخ‌گوی
  6. بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلامگفت فرعونش چرا تو ای کلیم
  7. بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردشگفت با امرِ حقم اِشراک نیست
  8. بخش ۴۰ - پاسخ فرعون موسی را علیه السلامگفت فرعونش ورق درحکم ماست
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.