پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیه‌السلام

شب برفت و او بر آن درگاه خفت

نیم‌شب آمد پی دیدنش جفت

زن برو افتاد و بوسید آن لبش

بر جهانیدش ز خواب اندر شبش

گشت بیدار او و زن را دید خوش

بوسه باران کرده از لب بر لبش

گفت عمران این زمان چون آمدی

گفت از شوق و قضای ایزدی

در کشیدش در کنار از مهر مرد

بر نیامد با خود آن دم در نبرد

جفت شد با او امانت را سپرد

پس بگفت ای زن نه این کاریست خرد

آهنی بر سنگ زد زاد آتشی

آتشی از شاه و ملکش کین‌کشی

من چو ابرم تو زمین موسی نبات

حق شه شطرنج و ما ماتیم مات

مات و بُرد از شاه می‌دان ای عروس

آن مدان از ما مکن بر ما فسوس

آنچ این فرعون می‌ترسد ازو

هست شد این دم که گشتم جفت تو

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگاین صدا جان مرا تغییر کرد
  2. بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدانبر فلک پیدا شد آن استاره‌اش
  3. بخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکربعدِ نُه مَه شَه برون آورد تخت
  4. بخش ۳۵ - بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانهٔ عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش اندازخود زن عمران که موسی برده بود
  5. بخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکنباز وحی آمد که در آبش فکن
  6. بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغدادیک حکایت بشنو از تاریخ‌گوی
  7. بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلامگفت فرعونش چرا تو ای کلیم
  8. بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردشگفت با امرِ حقم اِشراک نیست
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.