پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۵۶ - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن

ای تقاضاگر درون همچون جنین

چون تقاضا می‌کنی اتمام این

سهل گردان ره نما توفیق ده

یا تقاضا را بهل بر ما منه

چون ز مفلس زر تقاضا می‌کنی

زر ببخشش در سِرْ ای شاه غنی

بی تو نظم و قافیه شام و سحر

زهره کی دارد که آید در نظر

نظم و تجنیس و قوافی ای علیم

بندهٔ امر توند از ترس و بیم

چون مسبح کرده‌ای هر چیز را

ذات بی تمییز و با تمییز را

هر یکی تسبیح بر نوعی دگر

گوید و از حال آن این بی‌خبر

آدمی منکر ز تسبیح جماد

و آن جماد اندر عبادت اوستاد

بلک هفتاد و دو ملت هر یکی

بی‌خبر از یکدگر واندر شکی

چون دو ناطق را ز حال همدگر

نیست آگه چون بود دیوار و در

چون من از تسبیح ناطق غافلم

چون بداند سبحهٔ صامت دلم

هست سُنّی را یکی تسبیح خاص

هست جبری را ضد آن در مناص

سنّی از تسبیح جبری بی‌خبر

جبری از تسبیح سنّی بی اثر

این همی‌گوید که آن ضالست و گم

بی‌خبر از حال او وز امر قم

و آن همی گوید که این را چه خبر

جنگشان افکند یزدان از قدر

گوهر هر یک هویدا می‌کند

جنس از ناجنس پیدا می‌کند

قهر را از لطف داند هر کسی

خواه دانا خواه نادان یا خسی

لیک لطفی قهر در پنهان شده

یا که قهری در دل لطف آمده

کم کسی داند مگر ربانیی

کش بود در دل محک جانیی

باقیان زین دو گمانی می‌برند

سوی لانهٔ خود به یک پر می‌پرند

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۵۸ - مثال رنجور شدن آدمی به‌وَهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان به‌وی و حکایت معلمکودکان مکتبی از اوستاد
  2. بخش ۵۹ - عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت عقول از تحصیل علم استاختلاف عقلها در اصل بود
  3. بخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد راروز گشت و آمدند آن کودکان
  4. بخش ۶۱ - بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیم خلقانسجدهٔ خلق از زن و از طفل و مرد
  5. بخش ۶۲ - رنجور شدن اوستاد به وهمگشت اُستا سست از وهم و ز بیم
  6. بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوریجامه خواب آورد و گسترد آن عجوز
  7. بخش ۶۴ - دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزایدگفت آن زیرک که ای قوم پسند
  8. بخش ۶۵ - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکرسجده کردند و بگفتند ای کریم
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.