پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۶۵ - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر

سجده کردند و بگفتند ای کریم

دور بادا از تو رنجوری و بیم

پس برون جستند سوی خانه‌ها

همچو مرغان در هوای دانه‌ها

مادرانشان خشمگین گشتند و گفت

روز کتاب و شما با لهو جفت

عذر آوردند کای مادر تو بیست

این گناه از ما و از تقصیر نیست

از قضای آسمان استاد ما

گشت رنجور و سقیم و مبتلا

مادران گفتند مکرست و دروغ

صد دروغ آرید بهر طمع دوغ

ما صباح آییم پیش اوستا

تا ببینیم اصل این مکر شما

کودکان گفتند بسم الله روید

بر دروغ و صدق ما واقف شوید

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۶۷ - در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحستتا بدانی که تن آمد چون لباس
  2. بخش ۶۸ - حکایت آن درویش کی در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن درین منقبت کی أَنا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَني وَ أَنیسُ مَنِ اسْتَأنَسَ بي گر با همه‌ای چو بی منی بی همه‌ای ور بی همه‌ای چو با منی با همه‌ایبود درویشی به کُهساری مقیم
  3. بخش ۶۹ - دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازوآن یکی آمد به پیش زرگری
  4. بخش ۷۰ - بقیهٔ قصهٔ آن زاهد کوهی کی نذر کرده بود کی میوهٔ کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت کی بیفشان آن خورم کی باد افکنده باشد از درختاندر آن کُه بود اشجار و ثمار
  5. بخش ۷۱ - تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدابینی اندر دلق مهتر زاده‌ای
  6. بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده به‌کندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلتپنج روز آن باد امرودی نریخت
  7. بخش ۷۳ - متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش رابیست از دزدان بدند آنجا و بیش
  8. بخش ۷۴ - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دستدر عریش او را یکی زایر بیافت
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.