پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۶۷ - در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحست

تا بدانی که تن آمد چون لباس

رو بجو لابِس، لباسی را ملیس

روح را توحید الله خوشترست

غیر ظاهر دست و پای دیگرست

دست و پا در خواب بینی و ایتلاف

آن حقیقت دان مدانش از گزاف

آن توی که بی بدن داری بدن

پس مترس از جسم و جان بیرون شدن

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۶۹ - دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازوآن یکی آمد به پیش زرگری
  2. بخش ۷۰ - بقیهٔ قصهٔ آن زاهد کوهی کی نذر کرده بود کی میوهٔ کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت کی بیفشان آن خورم کی باد افکنده باشد از درختاندر آن کُه بود اشجار و ثمار
  3. بخش ۷۱ - تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدابینی اندر دلق مهتر زاده‌ای
  4. بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده به‌کندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلتپنج روز آن باد امرودی نریخت
  5. بخش ۷۳ - متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش رابیست از دزدان بدند آنجا و بیش
  6. بخش ۷۴ - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دستدر عریش او را یکی زایر بیافت
  7. بخش ۷۵ - سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پاساحران را نه که فرعون لعین
  8. بخش ۷۶ - حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو می‌افتم و تو نمی‌افتی الا به نادرگفت استر با شتر کای خوش رفیق
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.