پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد را

روز گشت و آمدند آن کودکان

بر همین فکرت ز خانه تا دکان

جمله اِستادند بیرون منتظر

تا درآید اول آن یار مصر

زانک منبع او بُدست این رای را

سَر امام آید همیشه پای را

ای مقلد تو مجو بیشی بر آن

کو بود منبع ز نور آسمان

او در آمد گفت اُستا را سلام

خیر باشد رنگ رویت زردفام

گفت استا نیست رنجی مر مرا

تو برو بنشین مگو یاوه هلا

نفی کرد اما غبارِ وهمِ بَد

اندکی اندر دلش ناگاه زد

اندر آمد دیگری گفت این چنین

اندکی آن وهم افزون شد بدین

همچنین تا وهم او قوت گرفت

ماند اندر حال خود بس در شگفت

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۶۲ - رنجور شدن اوستاد به وهمگشت اُستا سست از وهم و ز بیم
  2. بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوریجامه خواب آورد و گسترد آن عجوز
  3. بخش ۶۴ - دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزایدگفت آن زیرک که ای قوم پسند
  4. بخش ۶۵ - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکرسجده کردند و بگفتند ای کریم
  5. بخش ۶۶ - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستادبامدادان آمدند آن مادران
  6. بخش ۶۷ - در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحستتا بدانی که تن آمد چون لباس
  7. بخش ۶۸ - حکایت آن درویش کی در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن درین منقبت کی أَنا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَني وَ أَنیسُ مَنِ اسْتَأنَسَ بي گر با همه‌ای چو بی منی بی همه‌ای ور بی همه‌ای چو با منی با همه‌ایبود درویشی به کُهساری مقیم
  8. بخش ۶۹ - دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازوآن یکی آمد به پیش زرگری
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.