پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان

آن شغالی رفت اندر خُمّ رنگ

اندر آن خُم کرد یک ساعت درنگ

پس بر آمد پوستش رنگین شده

که منم طاووس علیین شده

پشم رنگین رونق خوش یافته

آفتاب آن رنگ‌ها بر تافته

دید خود را سبز و سرخ و فُور و زرد

خویشتن را بر شغالان عرضه کرد

جمله گفتند ای شغالک حال چیست؟

که تو را در سر نشاطی ملتویست

از نشاط از ما کرانه کرده‌ای

این تکبر از کجا آورده‌ای؟

یک شغالی پیش او شد کای فلان

شید کردی یا شدی از خوش‌دلان؟

شید کردی تا به منبر برجهی

تا ز لاف این خلق را حسرت دهی

بس بکوشیدی ندیدی گرمیی

پس ز شید آورده‌ای بی‌شرمیی

گرمی، آنِ اولیا و انبیاست

باز بی‌شرمی پناه هر دغاست

که التفات خلق سوی خود کشند

که خوشیم و از درون بس ناخوشند

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۲۱ - آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بودبلعم باعور و ابلیس لعین
  2. بخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بودو آن شغال رنگ‌رنگ آمد نهفت
  3. بخش ۲۳ - تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی می‌کردهمچو فرعونی مرصع کرده ریش
  4. بخش ۲۴ - تفسیر وَ لَتَعْرِفَنَّهُم في لَحْنِ القَوْلِگفت یزدان مر نبی را در مساق
  5. بخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالیپیش ازین زان گفته بودیم اندکی
  6. بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدنجهد فرعونی چو بی توفیق بود
  7. بخش ۲۷ - به میدان خواندن بنی اسرائیل برای حیلهٔ ولادت موسی علیه السلامای اسیران سوی میدانگه روید
  8. بخش ۲۸ - حکایتهمچنان کاینجا مغول حیله‌دان
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.