پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۸۶ - در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدن

اندر آمد در بخارا شادمان

پیش معشوق خود و دارالامان

همچو آن مستی که پرد بر اثیر

مه کنارش گیرد و گوید که گیر

هرکه دیدش در بخارا گفت خیز

پیش از پیدا شدن منشین گریز

که ترا می‌جوید آن شه خشمگین

تا کشد از جان تو ده ساله کین

الله الله درمیا در خون خویش

تکیه کم کن بر دم و افسون خویش

شحنهٔ صدر جهان بودی و راد

معتمد بودی مهندس اوستاد

غدر کردی وز جزا بگریختی

رسته بودی باز چون آویختی

از بلا بگریختی با صد حیل

ابلهی آوردت اینجا یا اجل

ای که عقلت بر عطارد دق کند

عقل و عاقل را قضا احمق کند

نحس خرگوشی که باشد شیرجو

زیرکی و عقل و چالاکیت کو

هست صد چندین فسونهای قضا

گفت اذا جاء القضا ضاق الفضا

صد ره و مخلص بود از چپ و راست

از قضا بسته شود کو اژدهاست

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشستهمچو گویی سجده کن بر رو و سر
  2. بخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشق‌کش بود و آن عاشق مرگ‌جوی لا ابالی کی درو مهمان شدیک حکایت گوش کن ای نیک‌پی
  3. بخش ۱۹۰ - مهمان آمدن در آن مسجدتا یکی مهمان در آمد وقت شب
  4. بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مروراقوم گفتندش که هین اینجا مخسپ
  5. بخش ۱۹۲ - جواب گفتن عاشق عاذلان راگفت او ای ناصحان من بی ندم
  6. بخش ۱۹۳ - عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار می‌آید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان می‌بیندآنچنانک گفت جالینوس راد
  7. بخش ۱۹۴ - دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجدقوم گفتندش مکن جلدی برو
  8. بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختنهمچو شیطان در سپه شد صد یکم
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.