پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش

گفت پیغامبر که ان فی البیان

سحرا و حق گفت آن خوش پهلوان

هین مکن جلدی برو ای بوالکرم

مسجد و ما را مکن زین متهم

که بگوید دشمنی از دشمنی

آتشی در ما زند فردا دنی

که بتاسانید او را ظالمی

بر بهانهٔ مسجد او بد سالمی

تا بهانهٔ قتل بر مسجد نهد

چونک بدنامست مسجد او جهد

تهمتی بر ما منه ای سخت‌جان

که نه‌ایم آمن ز مکر دشمنان

هین برو جلدی مکن سودا مپز

که نتان پیمود کیوان را بگز

چون تو بسیاران بلافیده ز بخت

ریش خود بر کنده یک یک لخت لخت

هین برو کوتاه کن این قیل و قال

خویش و ما را در میفکن در وبال

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بی‌صبری او در بلا به اضطراب و بی‌قراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهندبنگر اندر نخودی در دیگ چون
  2. بخش ۱۹۹ - تمثیل صابر شدن مؤمن چون بر شر و خیر بلا واقف شودسگ شکاری نیست او را طوق نیست
  3. بخش ۲۰۰ - عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود راآن ستی گوید ورا که پیش ازین
  4. بخش ۲۰۱ - باقی قصهٔ مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق اوآن غریب شهر سربالا طلب
  5. بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمانپیش از آنک این قصه تا مخلص رسد
  6. بخش ۲۰۳ - تفسیر این خبر مصطفی علیه السلام کی للقران ظهر و بطن و لبطنه بطن الی سبعة ابطنحرف قرآن را بدان که ظاهریست
  7. بخش ۲۰۴ - بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکنآنک گویند اولیا در کُه بُوَند
  8. بخش ۲۰۵ - تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلامآدمی همچون عصای موسی‌است
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.