پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی

کی رسدتان این مثلها ساختن

سوی آن درگاه پاک انداختن

آن مثل آوردن آن حضرتست

که بعلم سر و جهر او آیتست

تو چه دانی سر چیزی تا تو کل

یا به زلفی یا به رخ آری مثل

موسیی آن را عصا دید و نبود

اژدها بد سر او لب می‌گشود

چون چنان شاهی نداند سر چوب

تو چه دانی سر این دام و حبوب

چون غلط شد چشم موسی در مثل

چون کند موشی فضولی مدخل

آن مثالت را چو اژدرها کند

تا به پاسخ جزو جزوت بر کند

این مثال آورد ابلیس لعین

تا که شد ملعون حق تا یوم دین

این مثال آورد قارون از لجاج

تا فرو شد در زمین با تخت و تاج

این مثالت را چو زاغ و بوم دان

که ازیشان پست شد صد خاندان

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۲۸ - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنماین مثل بشنو که شب دزدی عنید
  2. بخش ۱۲۹ - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمانسر آن خرگوش دان دیو فضول
  3. بخش ۱۳۰ - معنی حزم و مثال مرد حازمیا به حال اولینان بنگرید
  4. بخش ۱۳۱ - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هواباز مرغی فوق دیواری نشست
  5. بخش ۱۳۲ - حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان راسَگ، زمستان جَمعْ گردَد، اُسْتُخوانْشْ.
  6. بخش ۱۳۳ - منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانهقوم گفتند ای نصوحان بس بود
  7. بخش ۱۳۴ - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان راانبیا گفتند کاری آفرید
  8. بخش ۱۳۵ - مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه راقوم گفتند ای گروه این رنج ما
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.