پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده

چند چند آخر دروغ و مکر تو

خود نپرد جز دروغ از وکر تو

گفت حاشا از من و از جنس من

که بگردیم از دروغی ممتحن

ما خروسان چون مؤذن راست‌گوی

هم رقیب آفتاب و وقت‌جوی

پاسبان آفتابیم از درون

گر کنی بالای ما طشتی نگون

پاسبان آفتابند اولیا

در بشر واقف ز اسرار خدا

اصل ما را حق پی بانگ نماز

داد هدیه آدمی را در جهاز

گر بناهنگام سهوی‌مان رود

در اذان آن مقتل ما می‌شود

گفت ناهنگام حی عل فلاح

خون ما را می‌کند خوار و مباح

آنک معصوم آمد و پاک از غلط

آن خروس جان وحی آمد فقط

آن غلامش مرد پیش مشتری

شد زیان مشتری آن یکسری

او گریزانید مالش را ولیک

خون خود را ریخت اندر یاب نیک

یک زیان دفع زیانها می‌شدی

جسم و مال ماست جانها را فدی

پیش شاهان در سیاست‌گستری

می‌دهی تو مال و سر را می‌خری

اعجمی چون گشته‌ای اندر قضا

می‌گریزانی ز داور مال را

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۶۱ - دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنیدچون شنید اینها دوان شد تیز و تفت
  2. بخش ۱۶۲ - دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیاموسی آمد در مناجات آن سحر
  3. بخش ۱۶۳ - اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلامگفت بخشیدم بدو ایمان نعم
  4. بخش ۱۶۴ - حکایت آن زنی کی فرزندش نمی‌زیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست تراآن زنی هر سال زاییدی پسر
  5. بخش ۱۶۵ - در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زرهاندر آخر حمزه چون در صف شدی
  6. بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق راگفت حمزه چونک بودم من جوان
  7. بخش ۱۶۷ - حیله دفع مغبون شدن در بیع و شراآن یکی یاری پیمبر را بگفت
  8. بخش ۱۶۸ - وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادیچون بلال از ضعف شد همچون هلال
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.