پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی

بیدل دهلوی

غزلیات

۲,۸۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ گشاد چشمی نشد نصیبم به سیر نیرنگ این دبستان
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰۲ وارستگی ز حسن دگر می‌دهد نشان
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۰۳ گرچه جز ذکرت نمی‌گنجد حدیثی در زبان
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۰۴ کرد حرف بی‌نشانم عالمی را تر زبان
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ ای التفات نام تو گیرایی زبان
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۰۶ تا کی غرور انجمن آرایی زبان
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۰۷ از سعی ما نیامد جز زور درگریبان
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۰۸ خداست حاصل خدمت‌ گزین درویشان
  9. غزل شمارهٔ ۲۴۰۹ ازتب شوق‌ که دارد اینقدر تاب استخوان
  10. غزل شمارهٔ ۲۴۱۰ عرقها دارد آن شمع حیا لیک از نظر پنهان
  11. غزل شمارهٔ ۲۴۱۱ غرور خودنمایی تا کنیم از یکدگر پنهان
  12. غزل شمارهٔ ۲۴۱۲ ای حاجتت دلیل به ادبار زیستن
  13. غزل شمارهٔ ۲۴۱۳ سجدهٔ خواریست آب رو پی نان ریختن
  14. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختن
  15. غزل شمارهٔ ۲۴۱۵ می‌روم هر جا به ذوق عافیت اندوختن
  16. غزل شمارهٔ ۲۴۱۶ ما و نگاه شرمگین از تک و تاز دوختن
  17. غزل شمارهٔ ۲۴۱۷ تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن
  18. غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ کس چو شمع من نبوده‌ست آشنای سوختن
  19. غزل شمارهٔ ۲۴۱۹ زان تغافل‌گر چرا ناشاد باید زیستن
  20. غزل شمارهٔ ۲۴۲۰ گر به این ساز است دور از وصل جانان زیستن
  21. غزل شمارهٔ ۲۴۲۱ آینهٔ وصل چیست‌، حیرتی آراستن
  22. غزل شمارهٔ ۲۴۲۲ به وادیی که فروشد غبار ما ننشستن
  23. غزل شمارهٔ ۲۴۲۳ صفا گل‌ کرده‌ای تا کی غبار رنگ نشکستن‌
  24. غزل شمارهٔ ۲۴۲۴ خوش عشرت است دمبدم از غم‌گریستن
  25. غزل شمارهٔ ۲۴۲۵ داغم ز ابر دیده به ‌شبنم گریستن
  26. غزل شمارهٔ ۲۴۲۶ هر چند نیست بی‌سبب از غم‌گریستن
  27. غزل شمارهٔ ۲۴۲۷ آگهی تا کی ‌کند روشن چراغ خویشتن
  28. غزل شمارهٔ ۲۴۲۸ آفت است اینجا مباش ایمن ز سر برداشتن
  29. غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ تا به کی چون‌ شمع‌ باید تاج زر برداشتن
  30. غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ کار آسانی مدان تاج کمر برداشتن
  31. غزل شمارهٔ ۲۴۳۱ پیرگشتم چند رنج آب وگل برداشتن
  32. غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ منفعل خلق را ناز صنم داشتن
  33. غزل شمارهٔ ۲۴۳۳ پُر ملاف از جوهر باریک بینی داشتن
  34. غزل شمارهٔ ۲۴۳۴ به خود داری فسردن گرم کردی جای بگذشتن
  35. غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ چو موج‌گوهر ازین بحر بی‌تعب نگذشتن
  36. غزل شمارهٔ ۲۴۳۶ از جوا‌ن حسن سلوک پیر نتوان یافتن
  37. غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ عجز ما جولانگر تدبیر نتوان یافتن
  38. غزل شمارهٔ ۲۴۳۸ بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن
  39. غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتن
  40. غزل شمارهٔ ۲۴۴۰ یاد ابروی کجی زد به دل ما ناخن
  41. غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ اشکم ز بی‌قراری زد بر دَرِ چکیدن
  42. غزل شمارهٔ ۲۴۴۲ روانی نیست محو جلوه را بی‌آب‌گردیدن
  43. غزل شمارهٔ ۲۴۴۳ آه ناکام چه مقدار توان خون خوردن
  44. غزل شمارهٔ ۲۴۴۴ به خود پیچیده‌ام نالیدنم نتوان‌ گمان بردن
  45. غزل شمارهٔ ۲۴۴۵ جایی ‌که بود پیش بری پیش نبردن
  46. غزل شمارهٔ ۲۴۴۶ در این محفل ندارد یمن راحت چشم واکردن
  47. غزل شمارهٔ ۲۴۴۷ ندارد موج جز طومار رمز بحر وا کردن
  48. غزل شمارهٔ ۲۴۴۸ خوشا ذوق فنا و وحشت ساز شرر کردن
  49. غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ دل روشن چه لازم تیره از عرض هنر کردن
  50. غزل شمارهٔ ۲۴۵۰ بی سیر عبرتی نیست ترک حیا نکردن
  51. غزل شمارهٔ ۲۴۵۱ اگر مشت غبار خود پر‌یشان می‌توان‌کردن
  52. غزل شمارهٔ ۲۴۵۲ به دل‌ گر یک شرر شوق تو پنهان می‌توان ‌کردن
  53. غزل شمارهٔ ۲۴۵۳ چقدر بهار دارد سوی دل نگاه کردن
  54. غزل شمارهٔ ۲۴۵۴ دمی ز عبرت اگر خم‌ کند حیا گردن
  55. غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ گر به خون مشتاقان تیغ او کشد گردن
  56. غزل شمارهٔ ۲۴۵۶ از خود سری مچینید ادبار تا به‌گردن
  57. غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ با ما نساخت آخر ذوق شراب خوردن
  58. غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ چه دارد این گیر و دار هستی‌ گداز صد نام و ننگ خوردن
  59. غزل شمارهٔ ۲۴۵۹ چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدن
  60. غزل شمارهٔ ۲۴۶۰ نسزد زجوهرفطرتت به جنون شبهه وشک زدن

متن اشعار به نقل از گنجور.