فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ گشاد چشمی نشد نصیبم به سیر نیرنگ این دبستان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۲ وارستگی ز حسن دگر میدهد نشان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۳ گرچه جز ذکرت نمیگنجد حدیثی در زبان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۴ کرد حرف بینشانم عالمی را تر زبان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ ای التفات نام تو گیرایی زبان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۶ تا کی غرور انجمن آرایی زبان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۷ از سعی ما نیامد جز زور درگریبان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۸ خداست حاصل خدمت گزین درویشان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۹ ازتب شوق که دارد اینقدر تاب استخوان
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۰ عرقها دارد آن شمع حیا لیک از نظر پنهان
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۱ غرور خودنمایی تا کنیم از یکدگر پنهان
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۲ ای حاجتت دلیل به ادبار زیستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۳ سجدهٔ خواریست آب رو پی نان ریختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۵ میروم هر جا به ذوق عافیت اندوختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۶ ما و نگاه شرمگین از تک و تاز دوختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۷ تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ کس چو شمع من نبودهست آشنای سوختن
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۹ زان تغافلگر چرا ناشاد باید زیستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۰ گر به این ساز است دور از وصل جانان زیستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۱ آینهٔ وصل چیست، حیرتی آراستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۲ به وادیی که فروشد غبار ما ننشستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۳ صفا گل کردهای تا کی غبار رنگ نشکستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۴ خوش عشرت است دمبدم از غمگریستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۵ داغم ز ابر دیده به شبنم گریستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۶ هر چند نیست بیسبب از غمگریستن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۷ آگهی تا کی کند روشن چراغ خویشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۸ آفت است اینجا مباش ایمن ز سر برداشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ تا به کی چون شمع باید تاج زر برداشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ کار آسانی مدان تاج کمر برداشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۱ پیرگشتم چند رنج آب وگل برداشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ منفعل خلق را ناز صنم داشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۳ پُر ملاف از جوهر باریک بینی داشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۴ به خود داری فسردن گرم کردی جای بگذشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ چو موجگوهر ازین بحر بیتعب نگذشتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۶ از جوان حسن سلوک پیر نتوان یافتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ عجز ما جولانگر تدبیر نتوان یافتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۸ بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۰ یاد ابروی کجی زد به دل ما ناخن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ اشکم ز بیقراری زد بر دَرِ چکیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۲ روانی نیست محو جلوه را بیآبگردیدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۳ آه ناکام چه مقدار توان خون خوردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۴ به خود پیچیدهام نالیدنم نتوان گمان بردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۵ جایی که بود پیش بری پیش نبردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۶ در این محفل ندارد یمن راحت چشم واکردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۷ ندارد موج جز طومار رمز بحر وا کردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۸ خوشا ذوق فنا و وحشت ساز شرر کردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ دل روشن چه لازم تیره از عرض هنر کردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۰ بی سیر عبرتی نیست ترک حیا نکردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۱ اگر مشت غبار خود پریشان میتوانکردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۲ به دل گر یک شرر شوق تو پنهان میتوان کردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۳ چقدر بهار دارد سوی دل نگاه کردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۴ دمی ز عبرت اگر خم کند حیا گردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ گر به خون مشتاقان تیغ او کشد گردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۶ از خود سری مچینید ادبار تا بهگردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ با ما نساخت آخر ذوق شراب خوردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ چه دارد این گیر و دار هستی گداز صد نام و ننگ خوردن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۹ چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۰ نسزد زجوهرفطرتت به جنون شبهه وشک زدن
متن اشعار به نقل از گنجور.