پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵۴

دمی ز عبرت اگر خم‌ کند حیا گردن

سر غرور نبندد به دوش ما گردن

ز سر خیال رعونت برآر و ایمن باش

رگی‌ست آنکه ز تن می‌کند جدا گردن

ز خود نمایی طاقت نمی‌توان برخاست

به‌حکم خجلت اگر بشکند عصاگردن

چه ممکن‌ست‌ که ظالم رسد به اوجِ کمال

مگرکشیدن دارش کند رسا گردن

رگی ‌که ساز تو دارد گسستن آهنگ است

چوگردباد مده تاب بر هوا گردن

به جسمت از رگ و پی آن قدر گرفتاری‌ست

که سرکشیده به چندین کمندها گردن

به هر که وانگری هستی ستم ایجاد

ز پشت پاش ‌کشیده‌ست پوست تا گردن

به رنگ دانه درین‌ کشتزار دعوی خیز

فتاده است سر و می‌کشد ز پاگردن

فکنده‌ایم سپر تا قضا چه پیش آرد

ستمگران دم تیغند و عجز ما گردن

تو از حلاوت تسلیم غافلی ورنه

چو نیشکر همه بند است جابجاگردن

اگر نه در دم تیغ محبت اعجازست

سر بریدهٔ قمری‌که دوخت با گردن

فغان‌که حق حضوری بجا نیاوردیم

چو شمع سر به هوا رفت زیر پا گردن

کسی مباد هوس میهمان خوان غرور

ز اشتهای سری‌، می‌خورد قفا گردن

ز ساز قلقل مینا شنیده‌ام بیدل

که سنگ اگر شکنی نیست بی‌صدا گردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۵۶از خود سری مچینید ادبار تا به‌گردن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵۷با ما نساخت آخر ذوق شراب خوردن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۵۸چه دارد این گیر و دار هستی‌ گداز صد نام و ننگ خوردن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۵۹چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶۰نسزد زجوهرفطرتت به جنون شبهه وشک زدن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶۱گر حنا بر خاک پایت جبهه ساخواهد شدن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۶۲موج خونم هر قدر توفان نما خواهد شدن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۶۳گر به این واماندگی مطلق عنان خواهم شدن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.