پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶۳

گر به این واماندگی مطلق عنان خواهم شدن

گام اول در رهت سنگ نشان خواهم شدن

جبههٔ من درکمین سجده‌ای فرسوده است

عالمی را قبله‌ام‌گر آستان خواهم شدن

اینقدر کز خود به فکر جستجویت رفته‌ام

گر نگردم بی‌نشان عنقا نشان خواهم شدن

خاکساری نیست آن تخمی‌که پا مالش‌کنند

با زمینی‌ گر بسازم آسمان خواهم شدن

غیر جیب بیخودی خلوتگه آرام نیست

در شکست رنگ چون آتش نهان خواهم شدن

اشک مجنونم تسلی در مزاجم تهمتی‌ست

از چکیدن گر فرو ماندم روان خواهم شدن

آتش یاقوت من خاموش روشن‌کرده‌اند

از تکلف تا کجا صاحب زمان خواهم شدن

با چنین ضعفی‌که سازش‌ جزشکست رنگ نیست

گر به‌ گردون هم برآیم‌ کهکشان خواهم شدن

خشک بردارید ازین دریاگلیم ابر من

یک عرق‌ گر نم‌ کشم صد دل‌ گران خواهم شدن

با همه افسردگی بیدل چو آواز جرس

گر روم از خود دلیل‌ کاروان خواهم شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۶۵رساند عمر به جایی دل از وفا کندن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۶۶تا چند به عیب من وما چشم‌گشودن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۶۷خلقی‌ست غافل اینجا از کشتن و درودن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۶۸غنیمت ‌گیر چون آیینه محو شان خود بودن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶۹دل را به باد دادیم آه از نظر گشودن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷۰ظلم است به تشویشِ دل اقبال نمودن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷۱آن عجز شهیدم‌ که به صد رنگ تپیدن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۷۲به مطلب می‌رساند وحشت از آفاق ورزبدن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.