پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶۴

هم‌عنان آهم، آشوبِ جهان خواهم شدن

پیرو اشکم محیط بیکران خواهم شدن

دل ز نیرنگ تغافل‌های او مأیوس نیست

ناز می‌گوید که آخر مهربان خواهم شدن

چون سحر زخمم سفارشنامهٔ گلزار اوست

قاصدِ خون‌ گر نباشد خود روان خواهم شدن

نرگسش را گر چنین با تیره‌روزان الفت است

بعد ازین چون مردمک یک سرمه‌دان خواهم شدن

پیش خورشیدش مرا از صبح بودن چاره نیست

هر کجا او ماه باشد من کتان خواهم شدن

من که از خود رفتنم دشوار می‌آید به چشم

محرم طرز خرام او چه‌سان خواهم شدن

دستگاه ناتوانان جز تظلم هیچ نیست

چون نفس بر خویش اگر بالم فغان خواهم شدن

بی‌دماغ فرصتم سودایی اقبال کیست

تا هما آید به پرواز استخوان خواهم شدن

خانهٔ جمعیتم بی‌آفت وسواس نیست

تا کجاها خوابِ چشمِ پاسبان خواهم شدن

می‌کشم عمری‌ست بیدل خجلت نشو و نما

در عرق مانند شمع آخر نهان خواهم شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۶۶تا چند به عیب من وما چشم‌گشودن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۶۷خلقی‌ست غافل اینجا از کشتن و درودن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۶۸غنیمت ‌گیر چون آیینه محو شان خود بودن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۶۹دل را به باد دادیم آه از نظر گشودن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۷۰ظلم است به تشویشِ دل اقبال نمودن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷۱آن عجز شهیدم‌ که به صد رنگ تپیدن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷۲به مطلب می‌رساند وحشت از آفاق ورزبدن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۷۳چون ربشه در این باغ به افسون دمیدن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.