پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷۳

چون ربشه در این باغ به افسون دمیدن

سر بر نکشی تا نخوری پای دویدن

تا فاش شود معنی‌گلزار حقیقت

از رفتن رنگ آینه باید طلبیدن

در باغ خیالی‌که‌گذشتن ثمر اوست

انگارکه من نیز رسیدم به رسیدن

تدبیرخرد محرم نیرنگ جنون نیست

نقاش ندارد قلم ناله کشیدن

تا هست نفس صرفهٔ راحت نتوان برد

بال است و همان زحمت انداز پریدن

چون رنگ عبث سلسله اظهار شکستم

یعنی نرساندیم صدایی به شنیدن

ما هیچکسان فارغ از آرایش نازیم

تمثال ندارد سر آیینه خریدن

تا پیرهنی چند به نیرنگ ببالیم

چون شمع کفاف‌ست سر انگشت مکیدن

طاووس من احرام تماشای که دارد

دل گشت سراپای من از آینه چیدن

دست هوسم شیفتهٔ دامن کس نیست

بیدل چو نسیمم همه تن‌گرد رمیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷۵دل چیست که بی روی تو از درد تپیدن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۷۶ما را ز بار هستی تاکی غم خمیدن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۷۷مجو از ناله‌ام تاب نفس در سینه دزدیدن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۷۸ندارد ساز صحبتها بساط عافیت چیدن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۷۹پریشان ‌کرد چون خاموشی‌ام آواز گردیدن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۸۰سراغ دل نخواهی از من دیوانه پرسیدن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۸۱رسانده است به آن انجمن ز ما نرسیدن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸۲آسان مکن تصور بار مغان کشیدن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.