پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸۲

آسان مکن تصور بار مغان کشیدن

سر می‌دهد به سنگت رطل‌ گران ‌کشیدن

نشر و نمای هستی چون شمع‌ خودگدازیست

می‌باید از بهارت رنج خزان کشیدن

بیهوده فکر اسباب خم ریخت در بنایت

تا چند بار دنیا چون آسمان ‌کشیدن

ای زندگی فنا شو یا مصدر غنا شو

تا منتی نباید زین ناکسان ‌کشیدن

از بیضه سر کشیدم اما کجاست پرواز

تا بال و پر توانیم از آشیان‌ کشیدن

کام امل پرستان شایستهٔ پری نیست

زین چاه تیره تا کی یک ربسمان کشیدن

بدگوهر‌ی محال است ‌کم‌ گردد از ریاضت

روی تنک دهد آب تیغ از فسان ‌کشیدن

گیرم‌ کشد مصور صد بیستون به سویی

چون من اگر تواند یک ناتوان‌ کشیدن

بار خمیدگیها یکسر به دوش پیری‌ست

بستند بر ضعیفان زور کمان کشیدن

ضبط نفس چه مقدار با مقصد آشنا هست

ما را به ما رسانید آخر عنان‌ کشیدن

گر تحفهٔ نیازی منظور ناز باشد

در پیش ساده رویان خط می‌توان ‌کشیدن

بیدل میان خوبان مجبور ناتوانی است

تا کی به تار مویی کوه ‌گران ‌کشیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۸۴صبح است ازین مرحلهٔ یاس به در زن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۸۵بر شیشه خانهٔ دل افسرده سنگ زن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۸۶بر حیرت اوضاع جهان یک مژه خم زن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۸۷بیا ای‌گرد راهت خرمن حسن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۸۸اگر حسرت پرستی خدمت ترک تمنا کن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۸۹به سعی بی‌نشانی آنسوی امکان رهی واکن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۹۰هوس ها می‌دمد زین باغ جوش گل تماشا کن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹۱دل‌ گر نه داغ عشق فروزد کباب ‌کن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.