پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷۰

ظلم است به تشویشِ دل اقبال نمودن

صیقل زدن آیینه و تمثال نمودن

جز صفر کم و بیش درین حلقه ندیدم

چون مرکز پرگار خط و خال نمودن

گرم است ز ساز حشم و زینت افسر

هنگامهٔ تب کردن و تبخال نمودن

ای شیشهٔ ساعت دلت از گرد خیالات

گردون نتوان شد ز مه و سال نمودن

ما هیچ‌کسان گرمی بازار امیدیم

تسلیم متاع همه دلال نمودن

چون آبله آرایش افسر هوس کیست

ماییم و سری قابل پا مال نمودن

فریاد که بردیم ز نامحرمی خلق

اندوه زبان داشتن و لال نمودن

شد عمر به پرواز میسر نشد آخر

چون شمع دمی سر به ته بال نمودن

پیری ز پَرافشانی فرصت خبرم کرد

شد موی سپید آب به غربال نمودن

بیدل به نفس آینه‌پردازی هستی‌ست

دل جمع کن از صورت احوال نمودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷۲به مطلب می‌رساند وحشت از آفاق ورزبدن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۷۳چون ربشه در این باغ به افسون دمیدن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۷۴درس کمال خود گیر از ناله سر کشیدن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۷۵دل چیست که بی روی تو از درد تپیدن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۷۶ما را ز بار هستی تاکی غم خمیدن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷۷مجو از ناله‌ام تاب نفس در سینه دزدیدن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷۸ندارد ساز صحبتها بساط عافیت چیدن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۷۹پریشان ‌کرد چون خاموشی‌ام آواز گردیدن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.