پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۱

گشاد چشمی نشد نصیبم به سیر نیرنگ این دبستان

نگه به حیرت گداخت اما نکرد روشن سواد مژگان

زهی به شوخی بهار نازت شکست غرور امکان

دو نرگست قبله‌گاه مستی دو ابرویت سجده‌گاه مستان

خرد کمند هوس شکار است‌، ورنه در چشم شوق مجنون

بجز غبار خیال لیلی کجاست آهو درین بیابان

عدم به این بی‌نشانی رنگ گلشنی داشت‌ کز هوایش

چو بال طاووس هر چه دیدم ز بیضه‌اش داشت گل به دامان

خیال آشفتگی تحمل اگر شود صرف یک تأمل

دل غباری و صد چمن گل‌، نگاه موری و صد چراغان

به‌ کشت بیحاصلی‌ که خاکش نمی‌توان جز به باد دادن

هوس چه مقدارکرد خرمن تبسم‌ گندم از لب نان

حصول ظرفت نه اوج عزت نه لاف فضل و نه عرض شوکت

گرفتم ای مور پر بر آری کجاست کیف کف سلیمان

رگ تخیل سوار گردن نم فشردن متاع دامن

چو ابر تا کی بلند رفتن عرق‌کن و این غبار بنشان

هوای لعلش‌ کراست بیدل‌ که با چنان قرب و همکناری

به بوسه‌گاه بیاض گردن زدور لب می‌گزد گریبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰۳گرچه جز ذکرت نمی‌گنجد حدیثی در زبان
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰۴کرد حرف بی‌نشانم عالمی را تر زبان
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ای التفات نام تو گیرایی زبان
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۰۶تا کی غرور انجمن آرایی زبان
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۰۷از سعی ما نیامد جز زور درگریبان
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۰۸خداست حاصل خدمت‌ گزین درویشان
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۰۹ازتب شوق‌ که دارد اینقدر تاب استخوان
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۰عرقها دارد آن شمع حیا لیک از نظر پنهان
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.