پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۳

گرچه جز ذکرت نمی‌گنجد حدیثی در زبان

چون نگینم جای نام توست خالی‌بر زبان

درد عشق و ساز مستوری زهی فکر محال

خار پا چون آتش اینجا می‌کشد از سر زبان

مزرع اهل سخن شایستهٔ آفات نیست

رشحهٔ معنی نبندد ننگ خشکی بر زبان

نغمهٔ من اضطراب ایجاد ساز عالمی‌ست

عمر‌ها شد چون سخن‌پر می‌زنم در پر زبان

بگذر از لاف سخن پروازها پیداست چیست

در قفس تاکی تپد ای بیخبر یک هر زبان

تا فنا صورت نبندد زندگی بی‌لاف نیست

شعله دزدیدن ندارد جز به خاکستر زبان

غیر خون آبی ندارد ساغر جانکاه ظلم

گر همه ازکام بیرون افکند خنجر زبان

تا به رنگ خانهٔ چشم ایمن از آفت شوی

به‌که باشد همچو مژگانت برون در زبان

لب گشودن داشت آغوش وداع عافیت

چون دهان پسته بستم راه جنبش بر زبان

عجرما بیدل‌به تقریری دگرمحتاج نیست

موج در عرض شکست خود بود یکسر زبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ای التفات نام تو گیرایی زبان
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰۶تا کی غرور انجمن آرایی زبان
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۰۷از سعی ما نیامد جز زور درگریبان
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۰۸خداست حاصل خدمت‌ گزین درویشان
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۰۹ازتب شوق‌ که دارد اینقدر تاب استخوان
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۰عرقها دارد آن شمع حیا لیک از نظر پنهان
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱۱غرور خودنمایی تا کنیم از یکدگر پنهان
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۲ای حاجتت دلیل به ادبار زیستن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.