پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۳۴

به خود داری فسردن گرم کردی جای بگذشتن

شدی آخر درین ویرانه نقش پای بگذشتن

نفهمیدی کزین محفل اقامت دور می‌باشد

گذشتی همچو عمر شمع در سودای بگذشتن

اگر آنسوی افلاکی همان وا ماندهٔ خاکی

گذشتن سخت دشوارست ازین صحرای بگذشتن

سواد سحر این وادی تعلق جاده‌ای دارد

زهستی تا عدم یک طول وصد پهنای بگذشتن

جهان وحشت است اینجا توقف‌ کو، اقامت‌ کو

تحیر یک دو دم پل بسته بر دریای بگذشتن

چو موج ‌گوهر آسودن عنان‌ کس نمی‌گیرد

جهانی می‌رود از خود قدم فرسای بگذشتن

دو روزی اتفاق پا و دامن مفت جمعیت

از این در شرم لنگی داردم ایمای بگذشتن

چه دارد مال و جاه اینجا که همت بگذرد زانها

به صد اقبال می‌نازم ز استغنای بگذشتن

در این بحر از خجالت عمرها شد آب می‌گردد

حساب آرایی موج از تأملهای بگذشتن

بقدر هر نفس از خود تهی باید شدن بید‌ل

کسی نگذشت بی ‌این ‌کشتی از دریای بگذشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۳۶از جوا‌ن حسن سلوک پیر نتوان یافتن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۳۷عجز ما جولانگر تدبیر نتوان یافتن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳۸بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۳۹از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۴۰یاد ابروی کجی زد به دل ما ناخن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۴۱اشکم ز بی‌قراری زد بر دَرِ چکیدن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۴۲روانی نیست محو جلوه را بی‌آب‌گردیدن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۴۳آه ناکام چه مقدار توان خون خوردن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.