پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۴۱

اشکم ز بی‌قراری زد بر دَرِ چکیدن

افتادن‌ است آخر اطفال را دویدن

از تیغِ مرگْ عاشق رنگ بقا نبازد

عمر دوباره گیرد چون ناخن از بریدن

فقر است و نقد تمکین‌، جاه‌ است و موج خفّت

از بحرْ بی‌قراری‌، از ساحلْ آرمیدن

ارباب رنگ دایم محوِ لباس خویش‌اند

از داغ نیست ممکن طاووس را پریدن

بیدل به جوی شمشیر خون جگر خورد آب

زندان بی‌قراران نبود جز آرمیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۴۳آه ناکام چه مقدار توان خون خوردن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۴۴به خود پیچیده‌ام نالیدنم نتوان‌ گمان بردن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۴۵جایی ‌که بود پیش بری پیش نبردن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴۶در این محفل ندارد یمن راحت چشم واکردن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۴۷ندارد موج جز طومار رمز بحر وا کردن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۴۸خوشا ذوق فنا و وحشت ساز شرر کردن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۴۹دل روشن چه لازم تیره از عرض هنر کردن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۵۰بی سیر عبرتی نیست ترک حیا نکردن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.