پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲۲

به وادیی که فروشد غبار ما ننشستن

ز گرد باد رسد تا به‌نقش پا ننشستن

به‌ کیش مشرب انصاف از التفات نشاید

رسیدن از دل و در چشم آشنا ننشستن

من و تو زاهد ازین‌ کوچه هیچ صرفه نبردیم

ترا گداخت زمینگیری و مرا ننشستن

خدا به ‌مرکز تشویش راحتم بنشاند

که‌ گرد صبحم و نقشم نشسته با ننشستن

ز اختلاط بد و نیکم آستان ندامت

به خون نشاند ازین جرگه‌ام جدا ننشستن

مآل‌ کوشش یاران دربن بساط چه دارد

به باد رفتن و بر محمل رضا ننشستن

به پا رسید سر شمع و وانماند ز وحشت

نبرد سعی نشستن زگرد ما ننشستن

چو ناله‌ای‌ که سر از بندهای نی به در آورد

نشسته‌ایم به چندین مقام تا ننشستن

سراغ خواب فراغت نداد هیچکس اینجا

مگر به سایهٔ دیوار مدعا ننشستن

در ین بساط غرض چیست قدردانی غربت

چو حلقه بر در کس با قد دوتا ننشستن

بس است اینقدر از اختراع همت بیدل

غبار گشتن و بر مسند هوا ننشستن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲۴خوش عشرت است دمبدم از غم‌گریستن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲۵داغم ز ابر دیده به ‌شبنم گریستن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲۶هر چند نیست بی‌سبب از غم‌گریستن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲۷آگهی تا کی ‌کند روشن چراغ خویشتن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۲۸آفت است اینجا مباش ایمن ز سر برداشتن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲۹تا به کی چون‌ شمع‌ باید تاج زر برداشتن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۳۰کار آسانی مدان تاج کمر برداشتن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۳۱پیرگشتم چند رنج آب وگل برداشتن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.