پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲۱

آینهٔ وصل چیست‌، حیرتی آراستن

وز اثر ما و من یک دو نفس کاستن

مفت تماشاست حسن لیک به شکر نگاه

از سر خود بایدت چون مژه برخاستن

جلوهٔ رنگ دویی خون حیا می‌خورد

سخت ادب دشمنی‌ست آینه آراستن

به ‌که به پیش ‌کریم نازکنی وقت جرم

ورنه ز کم همتی‌ست عذر گنه خواستن

عیش و غم روزگار طعمهٔ یکدیگرند

حاصل روز و شب است در بر هم ‌کاستن

نیست‌کف خاک ما قابل عرض غبار

پیشتر از ما نشست جرأت برخاستن

بیدل اگر محرمی جلوهٔ بیرنگ باش

دام تماشا مکن‌ کلفت پیراستن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲۳صفا گل‌ کرده‌ای تا کی غبار رنگ نشکستن‌
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲۴خوش عشرت است دمبدم از غم‌گریستن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲۵داغم ز ابر دیده به ‌شبنم گریستن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲۶هر چند نیست بی‌سبب از غم‌گریستن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۲۷آگهی تا کی ‌کند روشن چراغ خویشتن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲۸آفت است اینجا مباش ایمن ز سر برداشتن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲۹تا به کی چون‌ شمع‌ باید تاج زر برداشتن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۳۰کار آسانی مدان تاج کمر برداشتن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.