پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵۱

اگر مشت غبار خود پر‌یشان می‌توان‌کردن

به چشم هر دو عالم ناز مژگان می‌توان‌کردن

متاع زندگی هر چند می‌ارزد به باد اینجا

به همت اندکی زین قیمت ارزان می‌توان‌کردن

شب حرمان فرو برده‌ست عصیان‌گاه هستی را

اگر اشکی به درد آید چراغان می‌توان کردن

بهار دستگاه شوق و چندین رنگ سودایی

جنون مفتست اگر یک ناله عریان می‌توان‌ کردن

غبار وادی حسرت فسردن بر نمی‌دارد

به پای هر که از خود رفت جولان می‌توان کردن

اگر حرص‌ گهر دامن نگیرد قطرهٔ ما را

برون زین بحر چندین رنگ توفان می‌توان‌کردن

به رنگ شمع دارم رفتنی در پیش ازین محفل

به پا جهدی که نتوانم به مژگان می‌توان کردن

به وحشت دامن همت اگر یکچین بلند افتد

جهانی را غبار طاق نسیان می‌توان کردن

به طاووسی نی‌ام قانع زگلزار تماشایت

مرا زین بیشتر هم چشم حیران می‌توان‌کردن

ادبگاه محبت گر نباشد در نظر بیدل

ز شور دل دو عالم یک نمکدان می‌توان‌ کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۵۳چقدر بهار دارد سوی دل نگاه کردن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵۴دمی ز عبرت اگر خم‌ کند حیا گردن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۵۵گر به خون مشتاقان تیغ او کشد گردن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۵۶از خود سری مچینید ادبار تا به‌گردن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵۷با ما نساخت آخر ذوق شراب خوردن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۵۸چه دارد این گیر و دار هستی‌ گداز صد نام و ننگ خوردن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۵۹چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۶۰نسزد زجوهرفطرتت به جنون شبهه وشک زدن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.