پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۳۲

منفعل خلق را ناز صنم داشتن

زنگی و با آن جمال آینه هم داشتن

خاک خوری خوشتر است زین همه تن‌پروری

تا به‌ کی انبان صفت حلق و شکم داشتن

می‌شکند صد کلاه بر فلک اعتبار

سوی ادبگاه خاک یک مژه خم داشتن

چوب به‌کرباس پیچ‌، طاسی و چرمی و هیچ

نیست جز این دستگاه طبل و علم داشتن

کارگه حیرتی ورنه که داردگمان

دل به بر و حسرت دیر و حرم داشتن

گر طلب عافیت دامن جهدت ‌کشد

آبله واری خوش است پاس قدم داشتن

محرمی وضع دهر بی عرق شرم نیست

آینه صیقل زده‌ست جبهه ز نم داشتن

مهر ازل شامل است با همه ذرات ‌کَو‌ن

ننگ کرم‌ گستریست علم ‌کرم داشتن

بر رخ ما بافتند پردهٔ تصویر صبح

دم زدن را نخواست شرم عدم داشتن

آه سر و برگ ما سوخت غم عافیت

مهلت عیشی نداد ماتم هم داشتن

ای هوس اندوز امن جمع ز آفت شناس

خصم سر ناخن است شکل درم داشتن

بیدل از امید خلد قطع توّهم خوش است

جز دل آسوده نیست باغ ارم داشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۳۴به خود داری فسردن گرم کردی جای بگذشتن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۳۵چو موج‌گوهر ازین بحر بی‌تعب نگذشتن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳۶از جوا‌ن حسن سلوک پیر نتوان یافتن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۳۷عجز ما جولانگر تدبیر نتوان یافتن
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۳۸بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۳۹از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتن
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۴۰یاد ابروی کجی زد به دل ما ناخن
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۴۱اشکم ز بی‌قراری زد بر دَرِ چکیدن
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.