فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۱ هیچ میدانی مآل خود چرا نشناختیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۲ حسرتی در دل نماند از بسکه ما واسوختیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۳ یاد آن فرصت که ما هم عذر لنگی داشتیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۴ یاد آن فرصت که عیش رایگانی داشتیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۵ جبههٔ فکر ز خجلت عرق افشان کردیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۶ دیده را باز به دیدار که حیران کردیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۷ دوشکز دود جگر طرح شببشانکردیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۸ از چاک گریبان به دلی راه نکردیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۹ چشم پوشیدیم و برما و من استغنا زدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۰ بیتکلف گرگدا گشتیم و گر سلطان شدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۱ قابل بار امانتها مگو آسان شدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۲ عشق هویی زد به صد مستی جنون باز آمدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۳ فرصتکمین پرواز چون نالهٔ سپندیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۴ تا سایه صفت آینه از زنگ زدودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۵ جز حیرت ازین مزرعه خرمن ننمودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۶ خاک نمیم امروز دی محو یاد بودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۷ درکارگاه تحقیق غیر از عدم نبودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۸ جغد ویرانهٔ خیال خودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۹ چون نگه عمریست داغ چشم حیران خودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۰ خلوتپرست گوشهٔ حیرانی خودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۱ عزت کلاه بی سر و سامانی خودیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۲ سودیم سراپا و به پایی نرسیدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ صد شکرکه جز عجز گیاهی ندمیدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ برکاغذ آتش زده هر چند سواریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ عمرها شد عرق از هستی مبهم داریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ تا خامهوار خود را از سعی وا نداریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۷ تا چند به هر مرده و بیمار بگریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ وقتست کنم شور جنون عام و بگریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۹ فریاد کز توهم نامحرم حضوریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۰ خیز کز درس دویی سر خط عاری گیریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ پیمانهٔ غناکدهٔ بیمثالیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۲ از کمال سرکشی عاجزترین عالمیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۳ بی شبهه نیست هستی از بسکه ناتوانیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۴ در رهت نا رفته از خود هر طرف سر میزنیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۵ صبح تمنا دمید، دل چمنستان کنیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۶ به هرجا رفتهام از خویشتن راه تو میپویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ فسردن نیست ممکن دست بردارد ز پهلویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۸ نه لفظ از پرده میجوشد نه معنی میدهد رویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۹ بهکنج نیستی عمریست جای خویش میجویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۰ شررواری ز فرصت رو نمای خویش میجویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۱ حرفم همه از مغز است از پوست نمیگویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۲ شکوهٔ اسباب چند، دل به رمیدن دهیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۳ اسمیم بیمسمی دیگر چه وانماییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۴ بیگانه وضعیم یا آشناییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۵ چون کاغذ آتشزده مهمان بقاییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۶ دل حیرت آفرین است هر سو نظرگشاییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۷ عمریست بهصحرای طلب عجز دراییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۸ گر ما گوییم، ماکجاییم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۹ شکست رنگ که بود آبیار این گلشن
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۰ صفای دل به چراغ بقا دهد روغن
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۱ عمرها در پرده بود اسرار وهم ما و من
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۲ آخر از بار تعلقهای اسباب جهان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۳ بر آن سرم کز جنون نمایم بلند و پست خیال یکسان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۴ بستهام چشم امید از الفت اهل جهان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۵ بعد مردن از غبارم کیست تا یابد نشان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۶ تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۷ در شکوه صافدل ندهد رخصت زبان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۸ زهی به شوخی بهار نازت شکسته رنگ غرور امکان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۹ سخت جانی هرکجا آید به عرض امتحان
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۰ صورت اظهار معنی نیست محتاج بیان
متن اشعار به نقل از گنجور.