پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۷۴

در رهت نا رفته از خود هر طرف سر می‌زنیم

همچو مژگان بیخبر در آشیان پر می‌زنیم

چون سحر خمیازه آغوش فنا رامی‌کند

ما ز فرصت غافلان سرخوش که ساغر می‌زنیم

از خراش سینه مشق مدعا معلوم نیست

صفحه بیکار است مجهولانه مسطر می‌زنیم

نیستم آگه تمنای دل بیمار چیست

ناله می‌بالد اگر پهلو به بستر می‌زنیم

زین قدر گردی که دارد چون سحر جولان ما

می‌رسد چین ‌بر فلک دامن اگر بر می‌زنیم

چون شرر روشن سواد فطرتیم اما چه سود

نقطه‌ای تا گل کند آتش به بستر می‌زنیم

بر نمی‌آید دل از زندانسرای وهم و ظن

هر قدر این مهره می‌تازد به ششدر می‌زنیم

کعبه و بتخانه شغل انفعالی بیش نیست

حلقهٔ نامحرمی بیرون هر در می‌زنیم

موج‌ها زین بحر بی‌پایان به افسردن رسید

نارسابیهاست ما هم فال گوهر می‌ زنیم

عاجزی بر حیرت ما شرم جرات ختم کرد

لاف اگر مژگان زدن باشد که کمتر می‌زنیم

شش جهت برق است و ما را عجز مژگان داده‌اند

دست پیش هرکه برداریم‌ بر سر می‌زنیم

در فضای امتحان افسردگی پرواز ماست

طایر رنگیم بید‌ل بال دیگر می‌زنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۷۶به هرجا رفته‌ام از خویشتن راه تو می‌پویم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۷۷فسردن نیست ممکن دست بردارد ز پهلویم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۷۸نه لفظ از پرده می‌جوشد نه معنی می‌دهد رویم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۷۹به‌کنج نیستی عمریست جای خویش می‌جویم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۸۰شررواری ز فرصت رو نمای خویش می‌جویم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۸۱حرفم همه از مغز است از پوست نمی‌گویم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۸۲شکوهٔ اسباب چند، دل به رمیدن دهیم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۸۳اسمیم بی‌مسمی دیگر چه وانماییم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.