پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴۲

حسرتی در دل نماند از بسکه ما واسوختیم

یک دماغی داشتیم آن هم به سودا سوختیم

کس درین محفل زبان‌دان گداز دل نبود

چون سپند از خجلت عرض تمنا سوختیم

نشئهٔ تحقیق ما را شعلهٔ جواله‌کرد

گرد خودگشتیم چندانی‌که خود را سوختیم

حال هم وهم است از مستقبل اینجا دم مزن

آتش ما شد بلند امروز و فردا سوختیم

در چراغان وفا تأثیر شوق دیگر است

خواب درچشم تماشا سوخت تا ما سوختیم

یک قدم وحشت ادا شد گرمی جولان شوق

همچو برق از جادهٔ نقش‌ کف پا سوختیم

اضطراب شعله‌ ی ما داغ افسردن نداشت

چون نفس از خواهش آرام دلها سوختیم

در دیار ما جو شمع از بسکه قحط درد بود

تا شود یک داغ پیدا جمله اعضا سوختیم

از نشان و نام ما بگذرکه ما بیحاصلان

دفتر خود یک قلم در بال عنقا سوختیم

صرفهٔ ما نیست بیدل خدمت دیر و حرم

شمع خود در هرکجا بردیم خود را سوختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴۴یاد آن فرصت‌ که عیش رایگانی داشتیم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴۵جبههٔ فکر ز خجلت عرق افشان ‌کردیم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴۶دیده را باز به دیدار که حیران کردیم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۴۷دوش‌کز دود جگر طرح شببشان‌کردیم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۴۸از چاک گریبان به دلی راه نکردیم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴۹چشم پوشیدیم و برما و من استغنا زدیم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵۰بی‌تکلف گرگدا گشتیم و گر سلطان شدیم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۵۱قابل بار امانتها مگو آسان شدیم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.