پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۴

تا سایه صفت آینه از زنگ زدودیم

خورشید عیان‌ گشت مثالی ‌که نمودیم

خون در جگر از حسرت دیدار که داریم

آیینه چکید از رگ آهی‌ که‌ گشودیم

امروز به یادیم تسلی چه توان ‌کرد

ماییم ‌که روزی دو ازین پیش تو بودیم

رنگی ننمودیم کزو یأس نخندید

چون غیب خجالت‌کش اوضاع شهودیم

نتوان طرف نیک و بد اهل جهان بود

از سیلی اوهام چو افلاک کبودیم

تا در دل از اندیشه غبار نفسی هست

یک دهر قیامتکدهٔ ‌گفت و شنودیم

یکتایی و آرایش تمثال چه حرفست

گفتند دل است آینه باور ننمودیم

زین بیش خجالت‌کش غفلت نتوان زیست

ای شبهه‌پرستان عدم است اینکه چه بودیم

بیدل ز تمیز اینقدرت شبهه فروشی‌ست

ورنه به حقیقت نه زیانیم و نه سودیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۶خاک نمیم امروز دی محو یاد بودیم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵۷درکارگاه تحقیق غیر از عدم نبودیم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵۸جغد ویرانهٔ خیال خودیم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵۹چون نگه عمریست داغ چشم حیران خودیم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۰خلوت‌پرست گوشهٔ حیرانی خودیم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱عزت‌ کلاه بی سر و سامانی خودیم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲سودیم سراپا و به پایی نرسیدیم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳صد شکرکه جز عجز گیاهی ندمیدیم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.