پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶۱

عزت‌ کلاه بی سر و سامانی خودیم

صد شعله نازپرور عریانی خودیم

آیینه نقشبند گل امتیاز نیست

محو خیال خانهٔ حیرانی خودیم

گوهر خمار بستر و بالین نمی‌کشد

سر درکنار زانوی غلتانی خودیم

پر می‌زنیم و هیچ به جایی نمی‌رسیم

وامانده‌های وحشت مژگانی خودیم

دوران سر ز سبحهٔ ما کم نمی‌شود

وانگاه تر دماغ مسلمانی خودیم

با آفتاب ذره چه نسبت عیان ‌کند

دلدار باقی خود و ما فانی خودیم

چون کوه ناله نیز ز ما سر نمی‌کشد

از بسکه زبر بارگرانجانی خودیم

پوشیدگی ز هیأت آفاق برده‌اند

حیرت قبای چارهٔ عریانی خودیم

خاکستریم و شعله ما آرمیده نیست

آیینهٔ کمین پر افشانی خودیم

ما را ز تیره بختی ما می‌توان شناخت

چون سایه یکقلم خط پیشانی خودیم

بیدل به جلوه‌گاه حقیقت‌که می‌رسد

ما غافلان تصور امکانی خودیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳صد شکرکه جز عجز گیاهی ندمیدیم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴برکاغذ آتش زده هر چند سواریم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶۵عمرها شد عرق از هستی مبهم داریم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۶تا خامه‌وار خود را از سعی وا نداریم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۷تا چند به هر مرده و بیمار بگریم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۸وقت‌ست کنم شور جنون عام و بگریم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۹فریاد کز توهم نامحرم حضوریم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۷۰خیز کز درس دویی سر خط عاری گیریم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.